<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	>

<channel>
	<title>تبلیغ سیتی</title>
	<atom:link href="http://tablighcity.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://tablighcity.com</link>
	<description>تبلیغ , نیازمندی , آگهی , نیازمندیها , تبلیغات , بازاریابی , مدیریت , مدیریت تبلیغات , مشاوره</description>
	<pubDate>Sat, 11 Oct 2008 15:21:17 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.6</generator>
	<language>en</language>
			<item>
		<title>اصول بازاریابی - قسمت اول</title>
		<link>http://tablighcity.com/marketing-philip-kotler/marketing-management-19/</link>
		<comments>http://tablighcity.com/marketing-philip-kotler/marketing-management-19/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 11 Oct 2008 14:10:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>saeed_rahimian</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[اصول بازاریابی (فیلیپ کاتلر)]]></category>

		<category><![CDATA[TURBO MARKETING]]></category>

		<category><![CDATA[استراتژی]]></category>

		<category><![CDATA[استراتژی بازاریابی]]></category>

		<category><![CDATA[اصول بازاریابی]]></category>

		<category><![CDATA[اهداف]]></category>

		<category><![CDATA[بازار]]></category>

		<category><![CDATA[بازار خریدار]]></category>

		<category><![CDATA[بازار فروشنده]]></category>

		<category><![CDATA[بازار هدف]]></category>

		<category><![CDATA[بازاریابی]]></category>

		<category><![CDATA[بازاریابی مستقیم]]></category>

		<category><![CDATA[برنامه ریزی]]></category>

		<category><![CDATA[تبلیغات]]></category>

		<category><![CDATA[تبلیغات پیشبردی]]></category>

		<category><![CDATA[تحقیقات بازار]]></category>

		<category><![CDATA[ترویج]]></category>

		<category><![CDATA[تقاضا]]></category>

		<category><![CDATA[توزیع]]></category>

		<category><![CDATA[خواسته]]></category>

		<category><![CDATA[رضایت]]></category>

		<category><![CDATA[رضایت مشتری]]></category>

		<category><![CDATA[رقبا]]></category>

		<category><![CDATA[سبد کالا]]></category>

		<category><![CDATA[شرکت]]></category>

		<category><![CDATA[فیلیپ کاتلر]]></category>

		<category><![CDATA[قدرت خرید]]></category>

		<category><![CDATA[قیمت گذاری]]></category>

		<category><![CDATA[مدیریت بازاریابی]]></category>

		<category><![CDATA[مشتری]]></category>

		<category><![CDATA[مصرف کنندگان]]></category>

		<category><![CDATA[مقابله با تحولات]]></category>

		<category><![CDATA[نیاز]]></category>

		<category><![CDATA[پیشبرد فروش]]></category>

		<category><![CDATA[کالای داغ]]></category>

		<category><![CDATA[کلید واژه های بازاریابی]]></category>

		<category><![CDATA[کمپین تبلیغاتی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tablighcity.com/?p=810</guid>
		<description><![CDATA[در بین کالاهای مورد تقاضا ، کالایی  که مزایای  جدیدی برای مشتریان داشته باشد کالای داغ نامیده می شود زیرا با سیلی از تقاضا روبرو میشود. بازاریابی بر این  اساس مجموعه اقداماتی است که به منظور ایجاد یک  واکنش  مطلوب در مشتری  و بازار هدف در خصوص عرضه  کالا و یا هر گونه خدمت  صورت می گیرد که این امر میتواند با یک کمپین تبلیغاتی مورد بررسی قرارگیرد . این مجموعه مشتمل بر تشخیص صحیح نیاز مشتری،تولید کالای مطلوب، قیمت گذاری، توزیع، تبلیغات پیشبردی و تکنیکهای فروش می باشد]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">با توجه به احساس کمبود منابع جدید و به روز در مقوله بازاریابی و درخواست مکرر کاربران عزیز ، از امروز سلسله مطالبی را بصورت مرتبط و بهم پیوسته با عنوان <strong>اصول بازاریابی</strong> برگرفته از کتاب <strong>اصول بازاریابی نوشته فیلیپ کاتلر</strong> به حضورتان تقدیم می نمائیم که در دسته ای با همین نام یعنی <strong>اصول بازاریابی(فیلیپ کاتلر)</strong> جمع آوری خواهند شد. لازم است در اینجا از همکار و دوست گرانقدرم جناب مهندس سعید رحیمیان (کارشناس ارشد مدیریت تبلیغات بازرگانی) صمیمانه تشکر کنم که مسئولیت انجام این مهم را به عهده گرفتند.</p>
<p style="text-align: justify;">(مدیریت سایت)<span id="more-810"></span></p>
<p style="text-align: justify;">اصول بازاریابی - قسمت اول</p>
<p style="text-align: justify;">انسان دارای نیازهای پیچیده ای است مانند نیازهای فیزیکی ، اجتماعی و شخصی .  در کشورهای پیشرفته معمولا  بنگاههای اقتصادی و مردم به دنبال تامین نیازهای مربوطه هستند و لذا جهت یافتن منابع تامین آنها به سمت تولید و فعالیتهای بازرگانی روی می آورند ولی درکشورهای توسعه نیافته به دلیل مشکلات فراوان از جمله مسایل مدیریتی  و عدم برنامه ریزی صحیح در تشخیص و تفکیک درست مشکلات با توجه  به درجه  اهمیت  آنها از تخصیص بهینه منابع جهت تولید مناسب و تامین واقعی نیازها اجتناب می شود و لذا  مردم  در صدد کاهش امیال خود میباشند.  خواسته  افراد  شکلی  از  نیازهای آدمی است که تحت تاثیر فرهنگ و شخصیت افراد بوجود می آید و بر حسب  امکانات جامعه متحول می شود و به توسعه  جامعه کمک می کند  . مردم دارای  خواسته هایی نامحدوند اما  در برابر منابع  محدودی قرار دارند ، لذا کالاهایی را برای مصرف انتخاب  می کنند  که حد اکثر رضایت آنها را فراهم  کند. <strong>خواسته </strong>ها  وقتی با قدرت خرید مردم همراه باشد تبدیل به <strong>تقاضا</strong> می شوند، از نظر مصرف کنندگان ، کالاها مجموعه ای از مطلوبیتهایی است که در ازای  پرداخت  پول خریداری می شوند و هر چیزی که  توانایی تامین  یک  نیاز را داشته باشد کالا تلقی  می گردد  و مجموعه  کالاهایی  که خواسته  آدمی  را برآورده  کند ، سبد کالا نامیده می شوند. مفهوم کالا شامل اشخاص، مکانها، سازمانها، خدمات، ایده ها و عقایدافراد نیز میتواند باشد.بازاریابی وقتی تحقق می یابد که مردم برای تامین نیازها و خواسته های خود تصمیم  به مبادله بگیرند . مبادله به عنوان هسته مرکزی  بازاریابی است  که توسط طرفین معامله صورت  میگیرد. <strong>در بین کالاهای مورد تقاضا ، کالایی  که مزایای  جدیدی برای مشتریان داشته باشد کالای داغ نامیده می شود</strong> زیرا با سیلی از تقاضا روبرو میشود. بازاریابی بر این  اساس مجموعه اقداماتی است که به منظور ایجاد یک  واکنش  مطلوب در مشتری  و بازار هدف در خصوص عرضه  کالا و یا هر گونه خدمت  صورت می گیرد که این امر میتواند با یک <a href="http://tablighcity.com/category/articles/advertisement/campaign/" target="_blank">کمپین تبلیغاتی</a> مورد بررسی قرارگیرد . این مجموعه مشتمل بر تشخیص صحیح نیاز مشتری،تولید کالای مطلوب، قیمت گذاری، توزیع، تبلیغات پیشبردی و<a href="http://tablighcity.com/category/articles/sell/" target="_blank"> تکنیکهای فروش </a>می باشد که  می بایست برای هر کالای خاص مطالعات موردی توسط متخصصین رشته تبلیغات انجام شود و راهکارهای لازم به صاحب صنعت ارائه گردد .بازار  به مجموعه ای از خریداران  بالقوه و بالفعل یک کالا  اطلاق می شود . یک بازار می تواند  حول  محور یک کالا، خدمت و یا هر چیز با ارزش دیگری تشکیل شود  مانند  بازار کار، پول یا سرمایه . بازاریابی  به نوعی کارکردن با  بازارهای مختلف  با  هدف  تامین  خواسته ها و نیاز های انسان  است و لذا  طی این فرآیند ، افراد و گروهها  با  تولید ، مبادله کالا و ارضاء خواسته و نبازهای خویش یکدیگر را منتفع  می کنند . مبادله  لازمه انجام کار است و لذا  فروشندگان  باید به  دنبال خریداران  باشند  و با  طراحی کالاهای مطلوب  به انجام  تبلیغات پیشبردی بپردازند و با فعالیتهایی نظیر تولید  کالا ، تحقیقات بازار، قیمت گذاری و اقدامات مکمل دیگر،استراتژی بازاریابی خویش را تدوین کنند که این امر در حوزه تخصصی کارشناسان  تبلیغات می باشد. بازار فروشنده  بازاری است که  فروشندگان و بنگاهای اقتصادی  در آن بازار قدرت مانور بیشتری دارند و بازار خریدار به نوعی بازاری  است  که خریداران در آن صاحب قدرت بیشتری هستند و هر دو این موضوعات  تابعی از عرضه و تقاضای کالا  در بازار است. شرکتهای درون گرا نسبت  به تحولات سریع بازار در مقابل  رقبا ، بینش و آگاهی خود را معمولا از دست می دهند و لذا  نمی توانند استراتژی  درستی از شرایط بازار  برای خود تدوین کنند . در بازاریابی  پویا ، هنر، فروختن آنچه که تولید شده نمی باشد بلکه آگاهی نسبت به آن چیزی است که باید تولید شود.بازاریابی ازطریق شناخت نیاز مصرف کننده و با  نوآوری در کالا و کیفیت مناسب عرضه کالا به مشتری تحقق می یابد . در بازاریابی مستقیم از سرعت به عنوان یک  خط مشی  تحت عنوان  TURBO MARKETING نام برده می شود . یک  سیستم مدیریتی میتواند با پرسه زدن به این سو وآن سو مسئولیت برنامه ریزی استراتژیک و بسط و توسعه کالا را به بخشهای مربوط به خود واگذار کند و بخشهای مذکور با عنایت به مبحث تحلیل سیستم های پویا ( DYNAMIC ANALAYSIS SYSTEM )  و  طراحی مدلهای  مختلف  تصمیم گیری  با توجه به  ماتریس تئوری بازیها  براساس  شرایط مختلف بازار ، متغیرهای مختلف تصمیم گیری  را درنظرداشته باشند تا تصمیم هوشمندانه ای  بگیرند ، ازنزدیک  بینی <strong>بازاریابی </strong>بپرهیزند  و فقط به خواسته های فعلی مشتری نپردازند  و در خصوص  شناخت  نیازهای  مشتریان همواره دور اندیشی داشته باشند. <strong>مدیریت بازاریابی</strong> ، تجزیه وتحلیل، برنامه ریزی، اجرا وکنترل  برنامه ها  برای نبل به اهداف سازمانی است . هر سازمان برای محصولات خود دارای یک  سطح تقاضای مطلوب است و در مقاطع مختلف زمانی ممکن است  با سطوح مختلف تقاضا  روبرو باشد  که لاجرم  باید این  تقاضای متغیر را مدیریت کند. مدیران <strong>بازاریابی </strong>عبارتند از مدیران فروش ، فروشندگان ، مدیران <strong>تبلیغات</strong>،کارکنان تبلیغات <a href="http://tablighcity.com/category/articles/advertisement/sell-improvement/" target="_blank"><strong>پیشبرد فروش</strong></a>،محققین بازاریابی وکارشناسان قیمت گذاری . مدیریت وظیفه بهبود تولید و توزیع را بر عهده دارد و مشتریان خواهان کالاهایی هستند که از بهترین کیفیت و کارایی برخوردار باشد. مصرف کنندگان  به میزانی که لازم است  کالاهای  تولیدی  یک شرکت را نخواهند خرید  مگر اینکه  شرکت به میزان وسیع برای فروش و ترویج  کالای خود بکوشد. گروههای مختلف نظام بازاریابی عبارتند از خریداران ، فروشندگان و قانون گذاران . انتظار جامعه  از یک  سیستم بازایابی  به حداکثر رساندن <a href="http://tablighcity.com/managing-customer-relationship/customer-satisfaction-3/" target="_blank"><strong>رضایت مشتری</strong></a> میباشد، بازاریابی هم قبل و هم  بعد از فروش بایستی وجود داشته باشد و به نوعی وسیله ای است که با آن استاندارد زندگی فرد شکل میگیرد. برنامه ریزی استراتژیک فرآیندی پایان ناپذیر است و وظیفه مدیریت این است که اوضاعی را پدید آورد که بین آن  بهترین فرصتها را انتخاب کند  ولیکن هیچ شرکتی توانایی کامل شکل دادن به محیطی را که در آن کار می کند ، ندارد با این حال تغییرات اجتناب ناپذیر است و مدیریت سیستم باید نیروهای تغییر دهنده را در جهت منافع صاحبان سهام  هدایت کند ، لذا هر شرکت بایستی با توجه به منافع خود بهترین خط مشی را برای بقا و رشد خود انتخاب کند . <strong>بازاریابی </strong>نقش بسیار مهمی در برنامه ریزی استراتژیک  دارد و اطلاعات مورد نیاز برای تهیه  یک برنامه استراتژک  را مهیا می سازد . در چارچوب یک برنامه استراتژیک بخش <strong>بازاریابی </strong>با همکاری سایر دوایر سازمان رسیدن به اهداف جامع استراتژیک را میسر میسازد. برنامه ریزی، مدیران را تشویق میکند که بطور سیستماتیک  آینده نگری کنند و روابط متقابل میان مدیران  شرکت را گسترش می دهد و شرکت را ملزم می کند تا  اهداف و سیاستهای دقیقتری را دنبال کند و استانداردهای عملی روشنتری را برای کنترل ارائه نماید تا تغییرات محیطی را بهتر پیش بینی کند و برای مقابله با تحولات آنی از آمادگی بهتری  برخوردار باشد که  این امر نیز با  توجه به طراحی مدلهای مختلف تصمیم گیری در شرایط متفاوت با توجه به واریانتهای  (VARIANTS) گوناگون میتواند مورد نظر قرار گیرد .</p>
<p style="text-align: justify;">منبع :<strong> ( اصول بازاریابی - فیلیپ کاتلر ) </strong></p>
<p style="text-align: justify;">توسط : <strong>مهندس سعید رحیمیان</strong></p>
<p style="text-align: justify;">کارشناس ارشد مدیریت تبلیغات بازرگانی</p>
<p style="text-align: justify;"><em>هرگونه استفاده از این مطلب فقط با ذکر دقیق و لینک سایت تبلیغ سیتی مجاز می باشد. </em></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tablighcity.com/marketing-philip-kotler/marketing-management-19/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>روش طراحی موفق آرم تجاری</title>
		<link>http://tablighcity.com/articles/advertisement/graphic/ten-ways-to-create-brand-value/</link>
		<comments>http://tablighcity.com/articles/advertisement/graphic/ten-ways-to-create-brand-value/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 08 Oct 2008 10:54:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهرداد رکنی نژاد</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[گرافیک و هنر]]></category>

		<category><![CDATA[آرم]]></category>

		<category><![CDATA[آرم تجاری]]></category>

		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>

		<category><![CDATA[بازاریابی]]></category>

		<category><![CDATA[تبلیغات]]></category>

		<category><![CDATA[تمایز]]></category>

		<category><![CDATA[توسعه]]></category>

		<category><![CDATA[خدمات]]></category>

		<category><![CDATA[خرید]]></category>

		<category><![CDATA[رقیبان]]></category>

		<category><![CDATA[سمبول]]></category>

		<category><![CDATA[طراحی]]></category>

		<category><![CDATA[محصولات]]></category>

		<category><![CDATA[مشتری]]></category>

		<category><![CDATA[مشتریان]]></category>

		<category><![CDATA[مصرف کننده]]></category>

		<category><![CDATA[نشانه]]></category>

		<category><![CDATA[نماد]]></category>

		<category><![CDATA[کارآمدی]]></category>

		<category><![CDATA[کسب تجربه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tablighcity.com/?p=877</guid>
		<description><![CDATA[در این جا از سمبول‌هایی استفاده می‌شود که برای همه شناخته شده باشند. این روش انتخاب آرم، مصرف کننده را وا می‌دارد به شناخت جدیدی از خود برسد و در حقیقت به هنگام استفاده از این محصولات مکالمه‌ای درونی با خود برقرار کند) برای این که عزمش را در انتخاب محصول جذم کند). در عین حال اینگونه آرم‌ها عاملی برای ایجاد ارتباط بین افراد مختلف نیز هستند(به هنگام مجاب کردن افراد برای استفاده از این محصول).]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">مشتریان اغلب به آرم شرکت‌ها توجه زیادی نشان می‌دهند، زیرا این علامت‌ها بر &#8220;ارزش&#8221; محصولات و خدمات می‌افزایند. گاه این &#8220;ارزش&#8221; به مهم‌ترین عامل تحریک کننده‌ مشتریان برای خرید و استفاده ‌از محصولات و خدمات ، تبدیل می‌شود. این جا است که علامت تجاری و یا آرم معنایی گنگ می‌یابد. قبل از هر چیز این &#8220;ارزش&#8221; دقیقا به چه معنا است؟ ارتباط نوع محصول و نام شرکت و ارزش مطروحه نیز بسیار با اهمیت است. حرفه‌ای‌های بازاریابی، همه‌ این موارد را تبلیغات می‌نامند.مشتریان عاشق تبلیغات هستند، بنابراین آرم ها را نیز دوست دارند. خبرگان در امر بازاریابی، انتخاب یک آرم یکدست و کامل را کلید همه مشکلات بازاریابی می‌دانند.<br />
● حال، راز طراحی موفق یک آرم چیست؟<span id="more-877"></span><br />
قبل از پاسخ به این سؤال، بیایید سه رویکرد رایج بسیاری از بازاریابان را در توسعه وطراحی آرم، با کمک گرفتن از انس های تبلیغاتی مشاورین و مؤسسات طراحی آرم، بررسی کنیم.<br />
البته این نظریات اغلب پایه واساس درستی ندارند و از نظر من این افراد تاکنون نتوانسته اند علامت تجاری موفقی طراحی کنند. به هر حال این سه رویکرد عبارتند از:<br />
۱) دکوراسیون<br />
۲) الحاق<br />
۳) Golem<br />
در روش اول این طور به نظر می رسد که تمایز، عاملی برای جلوه بیش تر است. متخصصین با اشاره به نام‌ها و نشانه‌های طراحی شده اظهار می کنند: &#8220;ما آرم‌هایی متمایز از رقیبان خود، طراحی می کنیم، به این ترتیب مشتریان، ما را از بقیه تمیز می‌دهند.&#8221;<br />
این روش، رویکردی کاملا ابتدایی است و برای افزایش اعتبار باید آن را با عواملی از دو رویکرد دیگر تلفیق کرد.<br />
روش&#8221;الحاق&#8221;، ارزش‌های مربوط به آرم و سایر مفاهیم مورد نظر را به اسم، نشانه و هم‌چنین موضوعات مربوط به رویکرد قبلی اضافه می کند. روند منطقی این جریان به این طریق پیش می رود:<br />
مشتری، آرم و &#8220;ارزش&#8221; های افزوده به آن را که به شکلی زیبا تصویر شده، در پیغام های الکترونیکی دیده، بلافاصله احساس می کند که این علامت تجاری نیازهای اورا برآورده می‌کند. طرفداران طراحی آرم های احساساتی ادعا می‌کنند، آن ها نیز تقریبا از این روش استفاده می کنند. (مثلا آنها در <strong>تبلیغات</strong>، احساسات را برانگیخته و آن را تحریک می کنند).<br />
در رویکرد سوم، بازاریابان، سعی می کنند، تبلیغات‌شان با هویت انسانی و شخصیت پردازی همراه باشد. به این ترتیب مشتری با آرم ارتباط برقرار می‌کند.<br />
به عقیده نویسنده، این سه نگرش، شرکت ها را به بیراهه کشانده، موجب شده پتانسیل و نیروی لازم برای طراحی آرم را ندیده بگیرند.<br />
اما رویکرد دیگری هم وجود دارد، که به نظر من سودمند‌ترین روش است. کارآمدی این روش را تحقیقات و نظریات روان شناسانه و جامعه شناسانه ثابت کرده‌اند.<br />
منطق توسعه‌ طراحی آرم با &#8220;ارزش&#8221; افزوده، به نحو شگفت‌انگیزی مشابه منطق توسعه‌ تولیدات است. در هر دو مورد، ابزار یا وسیله ای تولید می‌شود که به درد مشتری بخورد. برای رفع احتیاجات مشتری، دانستن نوع این احتیاجات اهمیت زیادی دارد. از دید من، تصمیم مصرف کننده برای خوشحال بودن، استراحت، سرگرمی، تقویت اعتماد به نفس، خیال پردازی یا هر مورد روحی دیگر؛ همان &#8220;احتیاجات&#8221; او را تشکیل می‌دهند.<br />
مصرف‌کنندگان، هنگام دست یابی به اهداف و امتیازات تجربی، احساسی، روانی و اجتماعی درست مانند تلاش برای دست‌یابی به اهداف حقیقی و ملموس، مصمم و هدف‌مند هستند. علامت‌های تجاری توأم با &#8220;ارزش&#8221;‌ های افزوده، ابزاری برای کمک به مصرف‌کنندگان در دست‌یابی به این اهداف هستند. این ابزار، عوامل کمکی و به زبان دیگر، عوامل کمکی اجتماعی هستند.<br />
در حقیقت یک آرم بدون یک سناریوی متقاعدکننده‌ برای افراد، آرم نیست. این علامت ممکن است به آرم، شباهت داشته باشد؛ نام، نشانه و ویژگی‌های تصویری شناخته شده‌ای داشته باشد و حتی از روش های تبلیغاتی نیز استفاده کند، اما مصرف‌کنندگان به این محصول بی‌اعتنا می باشند.<br />
تمام روش های نوین و موفق در امر تولید محصولات و ارایه‌ خدمات، در مورد طراحی آرم نیز چاره ساز است، شرط لازم وکافی برای موفقیت، فراهم‌کردن چیزی برای مشتری است که به آن نیاز دارد ولی نمی تواند خیلی سریع به آن دست پیدا کند&#8230;به این دلیل که تهیه آن برای مشتری کاری دشوار، پیچیده، پرزحمت، خسته کننده و گسترده است.<br />
مطابق این رویکرد، آرم شرکت ها مسائلی با هویت انسانی نیستند و هم‌چنین خارج از فکر مشتری هویت ندارند. آنها فقط ابزار هستند،به همین سادگی ؛ ابزارهایی برای دست یابی به هدف نهایی.<br />
احساسات را نمی توان به علامت های تجاری تزریق کرد؛ بلکه اگر به عنوان یک منبع سودمند در نظر گرفته شوند، احساسات را بر می‌انگیزند. احساسات مثبت، نتایج مستقیم این انتظارات هستند. سمبول های مختلف (نام، نشانه، فونت، نمادهاو&#8230;) بر خلاف انتظار تأثیر زیادی ندارند؛ آن ها در حقیقت، نشانه‌هایی هستند که ما را برای رسیدن به هدف اصلی هدایت می‌کنند.<br />
انتخاب و طراحی آرم ۱۰ مرحله‌ی مختلف دارد، یعنی ۱۰ روش مختلف طراحی موفق یا ناکارامد برای کسب درآمد :<br />
۱) ارتباط طراحی آرم با سود دهی مستقیم<br />
اصل اولیه‌ طراحی آرم، در نظر گرفتن ارتباط آرم با اسم و سایر نمادها با سود آشکار و محسوس است. (نتیجه‌ای ملموس یا تجربی). این سود را یا خود محصول به تنهایی ایجاد می‌کند و یا اجزای تشکیلات <a href="http://tablighcity.com/category/articles/advertisement/markrting/ " target="_blank">بازاریابی</a>. این اصل مهم را همواره به یاد داشته باشید.<br />
آرم‌های موفق با رعایت این اصل به موفقیت رسیده اند. درست است که در این مرحله خود آرم به تنهایی اهمیت چندانی ندارد، اما تا اندازه ای باید به آن توجه کنید.<br />
۲) طراحی متنی با تأثیر روانی<br />
یک متن مؤثر بر احساسات، مفهوم یا اصلی سازمان یافته است، که مشتری را به یک سری عوامل نامربوط ولی تأثیرگذار (مانند تمام فعالیت‌های بازاریابی یک شرکت) مرتبط می کند.<br />
در این موارد، متن انتخاب شده، تأثیر و سود مورد نظر را تضمین می‌کند.<br />
به عنوان مثال: وقتی به طور اتفاقی در قلب منهتن به اسامی دو هتل Hudson و Royalton بر می خورید، انتظار خدمات در سطوح عالی دارید.اما اگر در هتلی به اسم Boutique Hotel باشید، تجربه‌ی متفاوتی است. کلمه‌ی Boutique Hotel خدمات بسیار متفاوتی نسبت به سایر هتل‌ها از این زنجیره ارایه می دهد- بعضی وقت‌ها تفاوت‌هایی بین خدمات دو اتاق در یک هتل. در واقع این تاثیر روانی نام‌ها و متن های انتخابی است که شما را وادار می کند به دنبال کشف تفاوت‌ها باشید.<br />
۳) کسب تجربه<br />
در این جا می‌خواهم از تأثیر هیپنوتیزم کننده‌ی طراحی آرم صحبت کنم. شما با یک انتخاب درست، در مشتری انتظارات و آرزوهایی ایجاد می‌کنید، که تولیدات به تنهایی نمی‌توانند از پس این کار برآیند. به عنوان مثال: اسم نوشابه‌ی Red Bull ، در مصرف کننده این حس را به وجود می‌آورد که پس از نوشیدن آن، در کنار تأثیرات مثبت فیزیکی موج عظیمی از انرژی به او منتقل می‌شود.<br />
۴) طراحی آرم‌هایی که خود معرف خود باشند<br />
در این جا از سمبول‌هایی استفاده می‌شود که برای همه شناخته شده باشند. این روش انتخاب آرم، مصرف کننده را وا می‌دارد به شناخت جدیدی از خود برسد و در حقیقت به هنگام استفاده از این محصولات مکالمه‌ای درونی با خود برقرار کند) برای این که عزمش را در انتخاب محصول جذم کند). در عین حال اینگونه آرم‌ها عاملی برای ایجاد ارتباط بین افراد مختلف نیز هستند(به هنگام مجاب کردن افراد برای استفاده از این محصول).<br />
۵) ایجاد وسیله ای برای انتقال پیام<br />
نقش آرم در این رویکرد، ایجاد سمبولی متفاوت ودر عین حال شناخته شده است. چنین آرمی مصرف‌کننده را قادر می‌سازد نظرات جالب توجه و احساسات خاص در مورد آن بیان کند. شرکت بزرگ تجارت الماس De Beers با معرفی الماس به عنوان عامل ایجاد ارتباط بین افراد از الماس به عنوان عامل تحریک‌کننده‌ احساسات و همین‌طور وسیله‌ی ابراز احساسات مشتری استفاده کرد.<br />
در سپتامبر۲۰۰۳ این شرکت از ابزار جدیدی برای انتقال پیام‌ها استفاده‌ کرد، زنی با حلقه ی ازدواج در دست راست و به معنی استقلال و عدم نیاز به جنس مخالف. (برخلاف حلقه در دست چپ که اغلب سمبول نیاز و وابستگی است).<br />
۶) ایجاد یک جایگاه اجتماعی/ فرهنگی<br />
در این جا هدف، ایجاد یک جایگاه اجتماعی و فرهنگی به عنوان راهنمای مشتریان است. این راهنما مشتری را از آن‌چه که در اطرافش می گذرد، هنجارهای اجتماعی و هر چیز خوشحال‌کننده، آگاه می‌سازد. شرکت Apple با تولید کامپیوترهای شخصی (نه تنها به عنوان ابزار کار بلکه به عنوان وسیله‌ای برای خود‌شنا‌سی وشکوفایی خلاقیت) گام بزرگی در این امر برداشته است. در واقع این آرم، با ایجاد انقلابی فرهنگی امکان شکوفایی خلاقیت را برای عامه‌ی مردم ایجاد کرد.<br />
۷) در نظر داشتن اهداف متعالی<br />
شما با فعالیت خود‌ ، زمینه را برای دست‌یابی افراد به اهداف بزرگ، فراهم می کنید؛ اهدافی که چه بسا افراد نمی توانند به تنهایی به آنها دست پیدا کنند. فروشگاه Body &#8220;فروش&#8221; را وسیله‌ای برای کمک به حفاظت از محیط زیست و یاری کردن افراد مشتاق به این کار، قرار داد.<br />
۸) زندگی در دنیای خیال<br />
دل بستن به یک آرم و انتخاب آن از جانب مشتری شاید به این دلیل باشد که فرد از این طریق می‌تواند، مانند دنیای خیال رفتار کند، یا جوری عمل کند که در واقعیت، جرأت انجام آن را ندارد یا نمی خواهد هزینه‌ انجام آن را بپردازد.<br />
۹) ایجاد یک ژیمناستیک عاطفی<br />
اغلب به جای عمل به برخی خواسته‌های درونی، به دلیل احترام به قوانین زندگی از آنها چشم‌پوشی می‌کنیم. برای جلوگیری از فرسودگی، ورزش می‌کنیم. همین‌طور به عنوان یک ورزش حسی، به تماشای فیلم می‌پردازیم که شاید چندان قانونی یا پذیرفته در قوانین زندگی ما نباشند. آرم هایی مانند Sicily از شرکت Dolce &amp; Gabbana اجازه‌ی کسب چنین تجربه‌هایی را به ما می‌دهند.<br />
۱۰) امکان خیال پردازی<br />
درست مانند مورد آخر، این رویکرد به طراحی آرم به مشتری کمک می‌کند تا واقعیات بیرون را به موضوعات تخیلی تبدیل کند.مشتریان، اغلب درباره ی قدرت‌طلبی، تسلط، بزرگی، موفقیت، عشق، قتل و مانند این ها خیال پردازی می‌کنند.آرم Timberland جوری طراحی شده بود تا مشتریان درباره ماجراجویی های شجاعانه در مقابل نیروی طبیعت به خیال پردازی بپردازند.<br />
موارد ذکر شده در بالا، انواع مختلف&#8221;ارزش&#8221; افزوده به کالا هستند.در حقیقت، به کمک این روش ها می‌توان به ایجاد ارزش‌های مؤثر فکر کرد وآرم ها ابزارهایی برای دست‌یابی به این هدف هستند.<br />
این ۱۰ رویکرد،به اعتقاد نویسنده، تفاوت‌های بین آرم های&#8221; مبتدی&#8221; و &#8220;حرفه‌ای&#8221; را آشکار می‌کنند.</p>
<p>http://ronashgraphic.blogfa.com<br />
مقالات ارسالی به آفتاب</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tablighcity.com/articles/advertisement/graphic/ten-ways-to-create-brand-value/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>هفت خطا در شروع یک تجارت</title>
		<link>http://tablighcity.com/articles/advertisement/markrting/business-3/</link>
		<comments>http://tablighcity.com/articles/advertisement/markrting/business-3/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 08 Oct 2008 10:37:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهرداد رکنی نژاد</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[بازاریابی]]></category>

		<category><![CDATA[اختیارات]]></category>

		<category><![CDATA[استراتژی]]></category>

		<category><![CDATA[بازاریاب]]></category>

		<category><![CDATA[برنامه]]></category>

		<category><![CDATA[بهره گیری]]></category>

		<category><![CDATA[بودجه]]></category>

		<category><![CDATA[تجارت]]></category>

		<category><![CDATA[خدمات]]></category>

		<category><![CDATA[خرید]]></category>

		<category><![CDATA[راه اندازی]]></category>

		<category><![CDATA[شرکت]]></category>

		<category><![CDATA[شیوه]]></category>

		<category><![CDATA[فروش]]></category>

		<category><![CDATA[قیمت گذاری]]></category>

		<category><![CDATA[محصولات]]></category>

		<category><![CDATA[مدیریت]]></category>

		<category><![CDATA[مشتریان]]></category>

		<category><![CDATA[هزینه]]></category>

		<category><![CDATA[وظایف]]></category>

		<category><![CDATA[پیام]]></category>

		<category><![CDATA[پیش بینی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tablighcity.com/?p=873</guid>
		<description><![CDATA[تعداد کمی از صاحبان تجارتهایی که تازه تاسیس شده اند برای بازاریابی اهمیت قائل می شوند و برنامه و بودجه خاصی برای آن اختصاص می دهند، زیرا تصور می کنند که بازاریابی یک خرج غیر ضروری است و یا به علت شکستهای مقطعی از تاثیر بازاریابی در فروش مایوس می شوند.
بازاریابی، فروش فرد را تضمین می کند. اما به یاد داشته باشید که فروش هر روز محدود به همان روز است و لزوما فرآیندی ادامه دار نیست.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">۱)	اشتباه اول: راندن یک ماشین تندرو در جاده ای خاکی<br />
همه ما شنیده ایم که برای آغاز هر کار، به محرکی قوی و شور و شوق فراوان، احتیاج است. اما داشتن این حرارت اولیه به تنهایی کاری از پیش نمی برد.<br />
شما به یک برنامه احتیاج دارید.<br />
در زمینه تجارتتان، درخصوص مشتریان و رقبای خود عمیقا تحقیق کنید و یک مدل حقیقی و مفید برای تجارت خود ساخته و روی یک سوال مهم تکیه کنید:<br />
چگونه می خواهید پول در بیاورید؟<span id="more-873"></span><br />
فرض کنید که در صدد باز کردن یک مغازه هستید. محلی را انتخاب می کنید که باید هزینه اجاره آنرا بپردازید. ممکن است مخارج زیادی نیز برای تهیه دکورمناسب متحمل شوید بدون آنکه به نحوه بازگشت این هزینه ها بیاندیشید.محصولات شما کامل نیستند و به فکر <a href="http://tablighcity.com/articles/advertisement/markrting/marketing-20/" target="_blank">بازاریابی </a>هم نیستید. قطعا پس از چند ماه تجارت شما سقوط خواهد کرد.<br />
▪ نکته:هیچ روز کاری خود را بدون برنامه طی نکنید.<br />
۲) اشتباه دوم : ارزان فروشی<br />
از یک کودک بخواهید که بین یک کریستال ۱۲ وجهی بدلی و یک قطعه الماس، یکی را انتخاب کند. کودک کریستال را انتخاب خواهد کرد. تازه کاران تجارت نیز به همین صورت عمل می کنند، فریب کمیت را می خورند و به کیفیت اهمیت نمی دهند.<br />
آنها می اندیشند که اگر جنسهای ارزان قیمت را عرضه کنند، فروش بهتری خواهند داشت و بزودی میلیونر خواهند شد.<br />
اما این تصور غلط است.<br />
تازه کاران دنیای تجارت قیمتهای محصولات و خدمات خود را بسیار پائین در نظر می گیرند و به این ترتیب در طول زندگی کاری خود نگران پول درآوردن خواهند بود و حتی زمانی که سفارشی دریافت می کنند، خوشحال نخواهند شد زیرا فروش برای آنها سود کافی به همراه نخواهد داشت.<br />
قبل از قیمت گذاری، همه چیز را بسنجید. هزینه های ثابت و متغیر را محاسبه کنید. روشهای تجاری و قیمتهای رقبا را مورد توجه قرار دهید و استراتژی فروش و بازاریابی خود را بهینه کرده و درآمد قابل قبول خود را در نظر آورید.<br />
▪ نکته:کریستالهای بدلی را به الماسها ترجیح ندهید.<br />
۳) اشتباه سوم: راه اندازی تجارت فقط برای هیجان<br />
بیشتر اشخاصی که در حال راه اندازی یک تجارت هستند، افرادی رویایی، خیال پرداز و ماجراجو هستند که بیشتر به دنبال هیجان می گردند. این افراد به جای تفکر و تحمل جزئیات دشوار این کار، به فکر پیش روی هستند و می خواهند که مسائل و بحرانها را به نوعی پشت سر بگذارند تا دوباره به میدان بازی برگردند و ماجراهای آن را دنبال کنند.<br />
اما خستگی و ملالت از همین مسائل جزئی به تدریج ظاهر زیبای تجارت را به خطر خواهد انداخت، هدف تجارت کسب درآمد است و به مخاطره انداختن وضعیت فعلی در این حیطه نمی گنجد.<br />
▪ نکته:تجارت را وسیله ای برای هیجان انگیز کردن زندگی قرار ندهید.<br />
۴) اشتباه چهارم: غفلت از <a href="بازاریابی" target="_blank"><strong>بازاریابی</strong></a><br />
تعداد کمی از صاحبان تجارتهایی که تازه تاسیس شده اند برای <strong>بازاریابی </strong>اهمیت قائل می شوند و <a href="http://tablighcity.com/articles/advertisement/markrting/marketing-17/" target="_blank">برنامه و بودجه</a> خاصی برای آن اختصاص می دهند، زیرا تصور می کنند که <strong>بازاریابی </strong>یک خرج غیر ضروری است و یا به علت شکستهای مقطعی از تاثیر <strong>بازاریابی </strong>در فروش مایوس می شوند.<br />
<strong>بازاریابی</strong>، فروش فرد را تضمین می کند. اما به یاد داشته باشید که فروش هر روز محدود به همان روز است و لزوما فرآیندی ادامه دار نیست.<br />
نمی توان از مرحله طرح و برنامه مستقیما به مرحله فروش رسید و <strong>بازاریابی </strong>را فراموش کرد.<br />
این اشتباه از ناآگاهی افراد نسبت به چرخه فروش ناشی می شود. اولین افرادی که برای راه اندازی تجارت به آنها احتیاج دارید، بازاریابها هستند. بازاریاب ها هستند که می توانند شما را به دیگران معرفی کنند. پس از آن موقعیت فروش فراهم خواهد شد.<br />
▪ نکته:قبل از ارسال پیام آشنایی، به دنبال معامله نباشید.<br />
۵) اشتباه پنجم: اسارت در تجارت به جای ریاست به آن<br />
هنگامی که فردی ۳ یا ۴ وظیفه معین را در ۷ روز هفته انجام می دهد نیازی به بهره گیری از شیوه های مدیریتی احساس نمی شود.<br />
در آغاز به کار یک تجارت نیز، اتفاقات ناگهانی اما قابل پیش بینی بوقوع می پیوندد که می توان آنها را توسط تجربیات شخصی یا با استفاده از روش آزمون و خطا حل کرد.<br />
اما همین طور که تجارت شما رشد می کند،مسائل پیچیده تر خواهند شد و این دو روش دیگر پاسخگوی آن ها نخواهند بود.<br />
شما مسئول همه چیز هستید. شما باید اهداف تجارت را تعیین کنید و روش ها را انتخاب کنید، یا شخصی را برای انجام این وظیفه منصوب کنید.<br />
بدون داشتن سیاست معین و شفافی در مورد مشخصات مشاغل، استخدام ها، اخراج ها، تعطیلات، نحوه جبران کمبودها، چگونگی ترفیع ها و&#8230; شرکت و تجارت نوپای شما در معرض آسیب ها و خطرات جدی قرار خواهد گرفت و نهایتا&#8221; تجارت شما ضعیف خواهد شد.<br />
توجه کنید که کتاب راهنمای قوانین شرکت شما (حتی در حد یک صفحه) باید وجود داشته باشد.<br />
▪ نکته:اختیارات و وظایف خود را فراموش نکنید.<br />
۶) اشتباه ششم: پیش بینی ناقص بودجه<br />
تازه کاران تجارت معمولا&#8221; نیازهای مالی خود را دست کم می گیرند. این افراد، در ابتدای کار هزینه زیادی را صرف خرید لوازم اداری و محصولاتی می کنند که ممکن است بسیار تخصصی تر از آن چه باشد که به آن نیاز دارند. هم چنین به این موضوع توجه نمی کنند که اکثر مشتریان به طور اقساط خرید می کنند و بازگشت پول به کندی انجام می گیرد.<br />
به همین علت مشاوران مدیریت معمولا&#8221; پیشنهاد می کنند که پس از محاسبه بودجه مورد نیاز خود برای راه اندازی تجارت، حداقل ۵۰% به آن اضافه کنید. به این ترتیب برای مدیریت ریسک های احتمالی آماده خواهید شد.<br />
▪ نکته:در مورد بودجه واقع بین باشید.<br />
۷) اشتباه هفتم: روابط غلط<br />
شروع هر فعالیتی احتیاج به کار فراوان و سیستم پشتیبان دارد. فشار تعهدات زمانی و مسائل مالی باعث بروز مشکلاتی در روابط خواهد شد.<br />
باید قدری از بار خود را سبک کنید و از کمک نزدیکان و دوستان خود در حد امکان استفاده کنید.<br />
▪ نکته:نگذارید که یک اشتباه باعث یک عمر پشیمانی شود.<br />
بسیاری از اشتباهات به این دلیل بروز می کنند که تازه کاران تصور می کنند که تمام کارها را باید خود به تنهایی انجام دهند.<br />
به جای این کار بهتر است نقاط قوت خود را بشناسید و کمبودهای خود را بپذیرید و بعضی از امور را به دست متخصصین خاص آن بسپارید.<br />
هنگامی که به مسائل و شکست های اجتناب ناپذیر برخورد می کنید، این ضرب المثل قدیمی را به یاد بیاورید که:هر شکست پلی است برای پیروزی های آینده.</p>
<p>کلوب</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tablighcity.com/articles/advertisement/markrting/business-3/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>عوامل سازنده شخصیت یک برند</title>
		<link>http://tablighcity.com/articles/advertisement/brand/brand-management-6/</link>
		<comments>http://tablighcity.com/articles/advertisement/brand/brand-management-6/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 07 Oct 2008 05:45:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شرکت تبلیغاتی طرح نگار</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[برندینگ]]></category>

		<category><![CDATA[آکر]]></category>

		<category><![CDATA[استراتژی]]></category>

		<category><![CDATA[استراتژیک]]></category>

		<category><![CDATA[الگوی]]></category>

		<category><![CDATA[بازار]]></category>

		<category><![CDATA[بازاریابی]]></category>

		<category><![CDATA[براسینگتون]]></category>

		<category><![CDATA[بررسی]]></category>

		<category><![CDATA[برنامه]]></category>

		<category><![CDATA[برند]]></category>

		<category><![CDATA[برندسازی]]></category>

		<category><![CDATA[بسته بندی]]></category>

		<category><![CDATA[تبلیغ]]></category>

		<category><![CDATA[تبلیغات]]></category>

		<category><![CDATA[تبلیغاتی]]></category>

		<category><![CDATA[تجارت]]></category>

		<category><![CDATA[ترجیحات مشتری]]></category>

		<category><![CDATA[تصمیم گیری]]></category>

		<category><![CDATA[خرید]]></category>

		<category><![CDATA[خلق شخصیت برند]]></category>

		<category><![CDATA[دراز مدت]]></category>

		<category><![CDATA[رسانه های جمعی]]></category>

		<category><![CDATA[رضایت مشتری]]></category>

		<category><![CDATA[رفتارشناختی مشتری]]></category>

		<category><![CDATA[رقبا]]></category>

		<category><![CDATA[سهم برند]]></category>

		<category><![CDATA[سوددهی]]></category>

		<category><![CDATA[شخصیت برند]]></category>

		<category><![CDATA[طبقه بندی]]></category>

		<category><![CDATA[فروش]]></category>

		<category><![CDATA[قیمت]]></category>

		<category><![CDATA[قیمت گذاری]]></category>

		<category><![CDATA[مؤثر و کارا]]></category>

		<category><![CDATA[مدیریت برند]]></category>

		<category><![CDATA[مشتری]]></category>

		<category><![CDATA[مشتری محوری]]></category>

		<category><![CDATA[مشتری مداری]]></category>

		<category><![CDATA[مصرف کننده]]></category>

		<category><![CDATA[نتیجه گیری]]></category>

		<category><![CDATA[وفاداری]]></category>

		<category><![CDATA[ویژگی]]></category>

		<category><![CDATA[کارایی]]></category>

		<category><![CDATA[کیفیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tablighcity.com/?p=867</guid>
		<description><![CDATA[رابطه برند و مشتری مثل رابطه دو نفر است که شخصیت برند به این روابط عمق، احساس و عشق می بخشد. روابط صمیمی و دوستانه مستلزم دانستن ویژگی های شخصیتی مختلف برنـــد است. بعضی از دوستان شوخ طبع و بذله گو و برخی جدی و فرمانبردارند؛ بعضی قابل اعتماد، ساده، بی پیرایه و بی تکلف هستند و برخی دیگر ترجیح می دهند در حاشیه باشند. تمرکز بر روابط به جای تمرکز بر شخصیت برند، امکان و فضای بیشتری برای توجه به ویژگی های برند به وجود می آورد. تمرکز به  طورعمده بر درک مشتری در مقابل برند استوار است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">از نظر مصرف کننده هویت برند معرف پایه و اساس یک برنامه برندسازی مطلوب است. مدیریت کارا و مناسب برند علاوه بر این که شخصیت برند را دربر می گیرد، در رسیدن به اهدافی مانند مشتری مداری، وفاداری و سوددهی نیز بسیار مؤثـر است. کارایی تبلیغات نیز می تواند با ارزیابی برند و ارزش های تبلیغاتی آن مورد بررسی قرار گیرد. مدیریت مؤثر همچنین برای جلب رضایت مشتری در شرایط رقابتی بازار در دراز مدت می تواند تعیین کننده باشد. هـــدف از این مقـاله، تجزیه و تحلیل استراتژی های مؤثر و کارا در ساخت برند است. این نوشتار همچنین ادبیات برندسازی را بررسی می کند و<span id="more-867"></span> بحث ها و گفت وگوهای مربوط به &#8220;رابطه برند و <a href="http://tablighcity.com/category/managing-customer-relationship/" target="_blank">رفتارشناختی مشتری</a>&#8221; را بسط و توسعه می دهد. این بحث به طورعمده بر سهم برند، شخصیت برند، تأثیر رسانه ها بر برند و دانش برند متمرکز است.<br />
در حوزه تأثیرگذاری برند، متغیرهای روانی بسیاری مانند احساسات آمیخته با تجسم ذهنی برند که با شخصیت برند در ارتباط است، وجود دارد. اگر <strong>تبلیغات </strong>دسته خاصی از محصولات به هر دلیلی با تأثیرات منفی همراه باشد، عملکرد آن <strong>تبلیغات </strong>منفی بر تصویر ذهنی مشتری اثر سوء می گذارد و به این ترتیب <strong>تبلیغات </strong>کارایی خود را از دست می دهد. در مقابل، <strong>تبلیغات </strong>منطقی، درست و قانع کننده می تواند بر ترجیحات مشتری اثر بگذارد. برای محققان و کارشناسان درک میزان تأثیر ارتباط متغیرهای پیچیده و عوامل مختلف در &#8220;رابطه برند بــا مشتری&#8221; بسیار مهم است.<br />
این مقاله به طور عمده به جنبه های اهمیت برندسازی و مدیریت آن از دیدگاه متغیرهای شناختی مصرف کننده به منظور رسیدن به تأثیرات قابل تحمل می پردازد؛ تا این که بخواهد چارچوب توسعه را به عنوان محور اصلی به کار گیرد. در نوشتار پیش رو همچنین مسائل شناختی مصرف کننده و شخصیت برند، موردنظر است.<br />
● <strong>تقابل برندسازی و <a href="http://tablighcity.com/category/articles/advertisement/brand/" target="_blank">مدیریت برند</a></strong><br />
اعتقاد رایج میان بیشتر مدیران شرکت های چندملیتی این است که <strong>تبلیغات </strong>نقش محوری در ساخت برند ایفا می کنند؛ در حالی که توسعه و حفظ یک برند قوی به معنی واقعی کلمه نیازمند تفکری استراتژیک و پویاست تا بتواند به طور جدی به وعده های داده شده به مشتری به طور پایدار وفادار بماند.<br />
● <strong>سهم برند در بازار رقابتی</strong><br />
ممکن است مفهوم &#8220;مشتری محوری و سهم برند&#8221; با توجه به تأثیرات متفاوتی که دانش برند بر پاسخ مشتری در حوزه فعالیت های <a href="http://tablighcity.com/category/articles/advertisement/markrting/ " target="_blank"><strong>بازاریابی </strong></a>آن برند می گذارد، تعریف شود. همچنین شاید گفته شود برندی خاص دارای سهم مشتری محوری مثبت و یا منفی در رابطه با واکنش های قابل تغییر مشتریان در زمینه فعالیت های گوناگون <strong>بازاریابی </strong>برای آن برند است. سهم برند از مشتری محوری هنگامی هویدا می شود که مشتری از برند آگاه و با آن آشنا باشد و نامش را در ذهن خود به عنوان برند موردعلاقه، قوی و بی همتا تداعی کند. مصرف کنندگان معمولا تنها یک تصویر از برند در ذهن خود دارند و آن تصویر با ویژگی ها و امتیازات مثبتی مثل آداب  و رسوم، بسته بندی، <strong><a href="http://tablighcity.com/category/articles/advertisement/advertise/" target="_blank">تبلیغات</a> </strong>و نحوه اجرای آن، قیمت گذاری، پذیرش، وضعیت تجارت، نظم و انضباط پرسنل فروش، <a href="http://tablighcity.com/managing-customer-relationship/customer-satisfaction-3/" target="_blank">رضایت مشتری</a>، الگوهای خرید مجدد و غیره که برند مورد نظر برایشان به ارمغان آورده است، تداعی می شود. کیفیت و قیمت در ذهن مشتری به عنوان دو مفهوم مجزا از یکدیگر وجود ندارند بلکه کاملا با یکدیگر در ارتباطند. تحقیقات نشان می دهد که دادن تخفیف زیاد، در ذهن مشتری این تفکر را شکل می دهد که حتما یک جای کار ایراد دارد. تخفیفات مکرر از ارزش کالا در ذهن مشتری می کاهد و او کم کم به کیفیت کالا مشکوک می شود و همین سبب می شود تا مشتری به قیمت های فعلی کالا نیز به دیده تردید بنگرد.<br />
● <strong>سهم برند و رابطه مشتری</strong><br />
سهم برند قوی و کارا به شرکت ها این امکان را می دهد تا مشتریان خود را به گونه بهتری حفظ کنند، به نیازهای آنها پاسخ مناسبتری بدهند و کمک کنند تا سوددهی شرکت دو چندان شود. سهم برند می تواند از طریق مدیریت خوب ارتباط با مشتری و ارج نهادن او و توجه به نیازهای وی، به طور موفقیت آمیزی توسعه یابد. بی توجهی به خواسته های به حق مشتری می تواند در درازمدت تیشه به ریشه تمام تلاش های صورت گرفته برای موفقیت یک برند بزند.<br />
●<strong> درک شخصیت برند</strong><br />
در دنیای <strong>بازاریابی </strong>امروز شخصیت برند مفهوم جذاب و گیرایی دارد. آکر (۱۹۹۶) شخصیت برند را هسته مرکزی و نزدیک ترین متغیر در تصمیم گیری مشتری در هنگام خرید می داند.<br />
در ارتباط با رتبه بندی احتیاجات انسان بر اساس مدل مازلو، سعی بر آن است که محصولات را در سطوح بالای ارضای احتیاجات مثل دارایی و اموال، عشق و احترام قرار دهد. البته شخصیت برند به طرق مختلف و با ابزارهای گوناگون ساخته می شود؛ با این حال خلق شخصیت معمولا نیازمند ارتباطات فعال شــرکت است. تحقیق در سهم برند تلاشی است برای ارزش گذاری قدرت برند در بازار، درست مانند سهام یک شرکت از دیدگاه سهامداران.<br />
تحقیقات سهم برند شامل دو عنصر است:<br />
۱)<strong> شکل برند</strong>:<br />
جایی که در آن برند شما و رقبایش در مقابل یک سری از شاخص ها و ویژگی ها شکل می گیرند. این شاخص ها در خود مدل معمولا ثابتند ولی ویژگی های آنها ممکن است منحصر به برند و یا طبقه بندی آنها باشد.<br />
۲) <strong>تغییر مدل</strong>:<br />
جاییکه در آن میزان قوت و ضعف برند شما در مقایسه با رقبا بررسی می شود. مثلا شرکت هایی که در زمینه کارت اعتباری فعالند، از این مدل برای شناسایی مشتریان شرکت های رقیب که برای تغییر برند آماده اند، استفاده می کنند و به این ترتیب برایشان مشخص خواهد شد که آیا آن مشتری به برند فعلی وفادار است یا خیر.<br />
●<strong> تبلیغات ؛ محرک برند</strong><br />
در برندسازی شخصیتی از تبلیغات به طور گسترده ای استفاده می شود.<br />
این موضوع از این واقعیت نشأت می گیرد که شخصیت برای خلق تداعی برند ـ به ویژه  حائز اهمیت است.<br />
برای تحقق این هدف، <strong>تبلیغات </strong>به عنوان وسیله ای بسیار مؤثر مورد استفاده قرار می گیرد. شاید یکی از متداول ترین روش های خلق شخصیت، استفاده از چهره های سرشناس است. مثلا از نام و شهرت و معروفیت قهرمانان ملی، تصاویر ورزشکاران، خوانندگان و هنرپیشگان معروف سینما برای برندی خاص به مدت طولانی استفاده می شود. به دلیل ناپایداری تأثیر <strong>تبلیغات </strong>و سایر روش های ارتباطی، استفاده از این روش در مسیر خلق تشخص رو به فزونی است.<br />
محققان بسیاری مانند براسینگتون و پتیت(۲۰۰۳)، اردوگان و ردنباخ(۲۰۰۰) در تحقیقات خود دریافته اند که برندها تحت تأثیر ارتباطات و تبلیغات محرک رفتار مشتریان قرار دارند.<br />
● <strong>ویژگی های فردی در برندسازی</strong><br />
ویژگی های شخصیتی افراد از طریق عوامل چند بعدی مانند رفتار، ظاهر، عقاید و افکار و ویژگی های جمعیت شناسی تعیین می شود. براساس مشاهدات باترا و پژوهشگران دیگر، پنج وجه شخصیتی افراد که به آنها &#8220;پنج ویژگی بزرگ شخصیتی&#8221; گفته می شود، عبارتند از: برون گرایی و درون گرایی، سازگاری، هوشیاری، ثبات احساسی و هیجانی. در مورد این جنبه های شخصیتی آکر ۱۹۹۷ پنج خصیصه بزرگ دیگر را که با برند در ارتباطند، مطرح می کند که عبارتند از: صداقت، هیجان، شایستگی، مهارت و دوام.<br />
الگوی مذکور نشان می دهد که این جنبه های شخصیتی برند ممکن است به طرق مختلف کارکردهای خاصی داشته باشند و یا به دلایل مختلف ترجیحات مصرف کننده را تحت تأثیر قرار دهند. صداقت، هیجان و شایستگی بر ویژگی های شخصیتی درونی انسان و مهارت و دوام بر خواسته ها و آرزوهای افراد دلالت دارند بنابراین می توان چنین استنباط کرد که تشخیص برند توسط مشتریان ـ برندی که شباهت هایی به ویژگی های شخصی فرد دارد ـ معرف نزدیک بودن جنبه های روان شناختی و ویژگی های احساسی افراد است. برند به طرق گفته شده در تصمیم گیری مصرف کننده تأثیر می گذارد و یا در ترکیبی از حالت های مذکور، اثرگذاری گاه شدید خود را نشان می دهد. برندها می توانند با مصرف کنندگانشان تداعی و وابستگی داشته باشند. این وابستگی شخصی، به برند حیات می بخشد و آن را در ذهن مصرف کننده، ویژگی یا هویتی زنده و فعال می دهد.<br />
● <strong>گونه شناسی روابط برند</strong><br />
رابطه برند و مشتری مثل رابطه دو نفر است که شخصیت برند به این روابط عمق، احساس و عشق می بخشد. روابط صمیمی و دوستانه مستلزم دانستن ویژگی های شخصیتی مختلف برنـــد است. بعضی از دوستان شوخ طبع و بذله گو و برخی جدی و فرمانبردارند؛ بعضی قابل اعتماد، ساده، بی پیرایه و بی تکلف هستند و برخی دیگر ترجیح می دهند در حاشیه باشند. تمرکز بر روابط به جای تمرکز بر شخصیت برند، امکان و فضای بیشتری برای توجه به ویژگی های برند به وجود می آورد. تمرکز به  طورعمده بر درک مشتری در مقابل برند استوار است.<br />
●<strong> تأثیر رسانه های جمعی بر پیشرفت روابط برند</strong><br />
منظور از شخصیت برند، جنبه احساسیِ تصویر برند در ذهن افراد است. این تصویر از تمام تجربیاتی که مصرف کننده از یک برند دارد، شکل گرفته است. <a href="http://tablighcity.com/category/articles/advertisement/" target="_blank"><strong>تبلیغات </strong></a>نقش مؤثری در شکل گیری شخصیت برند ایفا می کنند. برندهای موفق این فرصت را دارند که در نهایت جایگاه رهبری را به دست آورند. این حالت در <strong>تبلیغات </strong>به عنوان محرک برتری محصول مطرح می شود. موقعیت و جایگاه محکم و استوار برند می تواند بر عناصر پایداری مثل میزان بالای فروش، ساخته و پایه گذاری شود.<br />
این پیام باید به طور یکدست و یکپارچه در تمامی فعالیت های <strong>بازاریابی </strong>ارائه شود. در شخصیت برند دو عنصر اصلی وجود دارد که عبارتند از: نوع منفعتی که توسط برند نصیب فرد می شود و نوع مصرف کننده ای که آن را ارج می نهد. تبلیغاتی که تلاشی جز ارائه مشخصات کالا ندارد، به طور عمده سعی در جذب عقلانیت مشتری دارد و بر پیشنهاد فروش بیشتر تمرکز می کند و یا عقایدی نظیر تفاوت برند حاضر را با رقبا نشان می دهد. در مواردی هنگامی که درباره محصولی صحبت شده است، مصرف کنندگان مطالبی نظیر خوشی و نشاط را عنوان کرده اند؛ درحالی که مردم به دنبال تمرکز بر نسل جوان بوده اند. علاوه بر آن هر کسی در طلب چیزی است که منعکس کننده یا توسعه دهنده ویژگی های شخصیتی اوست. شخصیت برندی که از طریق تبلیغات پایه ریزی و ساخته شده است، هنگامی که تصمیم به خرید می گیریم، چیزی جز تشویش و نگرانی برای ما به ارمغان نخواهد آورد. <strong>تبلیغات </strong>تصویر احساسی از برند می سازد که شخصیت برند از آنجا شکل می گیرد و سپس به ایجاد عشق و علاقه به این روابط منتهی خواهد شد بنابراین شخصیت برند می تواند برندی را جذابتر و خاطره انگیزتر کند و وسیله ای برای تشدید احساسات خوب در مشتری شود. با توجه به این مطالب می توان گفت <strong>تبلیغات </strong>و یا ارتباطات بازار به ساختن شخصیت برند کمک می کنند؛ مشروط بر آن که مصرف کننده ویژگی های انسانی را با محصول <strong>تبلیغ </strong>شده، مرتبط بیابد.<br />
● <strong>نتیجه گیری</strong><br />
قدرت یک برند به ارزش کسب شده آن از طریق ویژگی هایی است که به طرق ملموسی مثل ارتباط نام برند و سود آن شکل می گیرد. مصرف کنندگان معمولا برند را از جنبه هایی که به طور عمده از شخصیت فرد گرفته  شده است درک می کنند و آن را به برند تعمیم و تسری می دهند. بعد شخصیتی برند را می توان توسعه و تعمیم داد و ابعاد شخصیتی انسان را در قلمرو برندها تعریف کرد. بنابراین رقبا تلاش می کنند اهمیت و ارزش بیشتری به جنبه های شخصیتی بدهند تا وضعیت رقابتی برندشان در بازار به تحرک واداشته شود.<br />
خلق شخصیت برند نیازمند ارتباط فعال جمعی است و نیز باید با متغیرهای چرخه زندگی برند هماهنگ باشد. نتیجه این که یک شرکت ممکن است از <a href="http://tablighcity.com/category/articles/advertisement/strategy/" target="_blank">استراتژی های جذاب تبلیغاتی</a> موردعلاقه مشتری در روند مؤثر خلق شخصیت برند در ارتباط با درستی و صداقت، هیجان، شایستگی، مدرن بودن و استحکام استفاده کند.</p>
<p>ترجمه: شاپور واعظی<br />
کارشناس خرید خارجی<br />
ماهنامه اندیشه گستر سایپا</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tablighcity.com/articles/advertisement/brand/brand-management-6/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>ده اشتباه بزرگ در بازاریابی</title>
		<link>http://tablighcity.com/articles/advertisement/markrting/marketing-management-18/</link>
		<comments>http://tablighcity.com/articles/advertisement/markrting/marketing-management-18/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 07 Oct 2008 05:14:10 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شرکت تبلیغاتی طرح نگار</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[بازاریابی]]></category>

		<category><![CDATA[اتلاف وقت]]></category>

		<category><![CDATA[ارتباط]]></category>

		<category><![CDATA[اشتباهات]]></category>

		<category><![CDATA[اهداف]]></category>

		<category><![CDATA[ترس]]></category>

		<category><![CDATA[تکنیک های بازاریابی]]></category>

		<category><![CDATA[خرید]]></category>

		<category><![CDATA[زمان]]></category>

		<category><![CDATA[سرمایه]]></category>

		<category><![CDATA[عملکرد]]></category>

		<category><![CDATA[مسوولیت پذیری]]></category>

		<category><![CDATA[هدر رفتن]]></category>

		<category><![CDATA[پاداش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tablighcity.com/?p=864</guid>
		<description><![CDATA[اجرای عملیات۵۰ دلاری که از اجزای خوبی برخوردار می باشد می تواند راه گشاتر از عملیات ۵۰۰۰۰ دلاری باشد که به صورت ضعیفی طراحی شده است . بسیاری از تکنیک های بازاریابی ” سنتی“ ، مانند تبلیغات ، نمی توانند نتایج کافی ارائه دهند تا اینکه هزینه ها را ارزیابی نماییم .حداقل دو بار در سال به ارزیابی سرمایه بازاریابیتان بپردازید.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">در شرایط تجاری کنونی ، بازاریابی امری کاملا ضروری می باشد . هرچند در صورتیکه روش مناسبی برای بازاریابی انتخاب نکنید به جای مثمر ثمر بودن میتواند زیانبار باشد.با با دوری کردن از این اشتباهات رایج و معمول ، از دام های بزرگ بازاریابی دوری گزینید .<br />
۱) نه هدفی ، نه توقع و انتظاری<br />
بسیاری از شرکت ها در واقع نمی دانند که از بازاریابی چه می خواهند یا انتظارشان از تلاش های شبانه روزی چه می باشد . ابتدا اهدافتان را مشخص و تنظیم نمایید . دوم ، بپذیرید که بازاریابی یک مرحله است . سوم ، همواره از اینکه مراحل با اهدافتان متناسب می باشند ، اطمینان حاصل نمایید.<span id="more-864"></span><br />
۲) عدم خرید(buy in )<br />
مجریان ، مدیران و کارمندانی که <a href="http://tablighcity.com/articles/advertisement/markrting/marketing-20/" target="_blank">بازاریابی </a>را باور ندارند ، به طور جدی می توانند زیان آور باشند و تمامی مراحل را تحت الشعاع قرار دهند . خرید (buy in ) را با روشن ساختن اهداف و مراحل عملیات بازاریابیتان بدست آورید.<br />
۳) ترس<br />
شرکت ها در برخورد با بازاریابی غالباً دچار ترسی مبهم و نامحسوس می گردند . آنها از نه خود بازاریابی، بلکه از عدم موفقیتشان در بازاریابی (که حتی آنان را از آغاز و ادامه کار باز می دارد) ، واهمه دارند . هنگامی که عملیات بازاریابیتان را راه اندازی می نمایید از اینکه بارها و بارها زمین خورده و موفق نگردید، ترسی نداشته باشید.<br />
۴) عدم آموزش ؛ اگر به کارمندانتان در خصوص <a href="http://tablighcity.com/category/articles/advertisement/markrting/    " target="_blank">بازاریابی </a>آموزش ندهید ، آنها همچنان بدگمان خواهند بود و این مسأله می تواند منجر به بی اثر شدن کل مراحل بازاریابی گردد.<br />
۵) هدر رفتن سرمایه<br />
اجرای عملیات۵۰ دلاری که از اجزای خوبی برخوردار می باشد می تواند راه گشاتر از عملیات ۵۰۰۰۰ دلاری باشد که به صورت ضعیفی طراحی شده است . بسیاری از تکنیک های بازاریابی ” سنتی“ ، مانند تبلیغات ، نمی توانند نتایج کافی ارائه دهند تا اینکه هزینه ها را ارزیابی نماییم .حداقل دو بار در سال به ارزیابی سرمایه بازاریابیتان بپردازید.<br />
۶) اتلاف وقت<br />
خود را ملزم به این نکنید که هر هفته به گروه های شبکه ای بروید؛ اگر هیچگونه تجارتی در آن نمی بینید . تمام زمان بازاریابیتان را صرف اثبات ارزشمندی آن کنید ، تردیدی در کنار گذاشتن قسمتهایی که عمل نمی کند به خود راه ندهید.<br />
۷) عدم ارتباط<br />
اگر در باره برگزاری یک سمینار مهم به کارمندانتان اطلاعاتی نداده اید ، آن را برگزار نکنید . در تمامی مسائل و جرئیات بازاریابی ، سیاست آزادی بیان را به کار گیرید.<br />
۸) عدم مسوولیت پذیری<br />
این مسأله میتواند بدترین و بزرگ ترین اشتباهی باشد که یک شرکت می تواند انجام دهد. داشتن اهداف واقع بینانه و عملکرد سریع برای کسانی که در کار بازاریابی هستند ، ضروری می باشد . در غیر این صورت شما به مرگ ” آری “ گفته اید و هیچ چیز را عملی نساخته اید.<br />
۹) عدم پرداخت پاداش<br />
عدم شناسایی و ارج نهادن به مهارت ها و تخصص های بازاریابی کارمندانتان سبب می شود محرک هایی که می بایست به کار گرفته شوند دچار لغزش گردند و نتیجه ای معکوس داشته باشند . راه های موفقیت در بازاریابی را که پایه هایی ثابت و استوار دارند ، بشناسید.<br />
۱۰) عدم وجود دست نوشته<br />
گفته اند : « هنگامی که کاری نوشته شود، انجام می پذیرد». همیشه اهداف و طرح هایتان رابنویسید و این احتمال را بدهید که هنگام نوشتن ، دید و نقطه نظر شما به طور قابل توجهی افزایش خواهد یافت.<br />
اینها اشتباهات متداولی هستند که بسیاری از تجارت ها با آن مواجه می گردند . با عدم تکرار اشتباهات بازاریابی رقبای خود ، از آنان پیشی گیرید.</p>
<p>کلوب</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tablighcity.com/articles/advertisement/markrting/marketing-management-18/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>یک فروش به یادماندنی</title>
		<link>http://tablighcity.com/articles/sell/sale-3/</link>
		<comments>http://tablighcity.com/articles/sell/sale-3/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 06 Oct 2008 11:03:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شرکت تبلیغاتی طرح نگار</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[فروش]]></category>

		<category><![CDATA[اعتماد به نفس]]></category>

		<category><![CDATA[تاثیرگذار]]></category>

		<category><![CDATA[تکرار عالمانه]]></category>

		<category><![CDATA[جلسه  فروش]]></category>

		<category><![CDATA[خرید]]></category>

		<category><![CDATA[خریدار]]></category>

		<category><![CDATA[فروشنده]]></category>

		<category><![CDATA[مشتری]]></category>

		<category><![CDATA[موفقیت]]></category>

		<category><![CDATA[کالا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tablighcity.com/?p=858</guid>
		<description><![CDATA[به طور معمول، فروشندگان به نمایش کالاها و خدمات به مشتری بسنده می‌کنند و تمایل به امتحان محصول توسط مشتری ندارند و یا بارها دیده شده که فروشندگان ابتدا با بیان پرسش‌هایی از خرید مشتری اطمینان حاصل می‌کنند و بعد محصول را جهت امتحان در اختیار مشتری قرار می‌دهند.
در حالی که موثرترین روش این است که تلاش کنیم تا مشتری کالا را حتما امتحان کند و به نوعی خدمات ما را تجربه کند.هر فروشنده بسته به نوع محصولی که می‌فروشد، می‌تواند راه‌های ابتکاری جالبی برای مشارکت دادن مشتری و خرید و ایجاد فرصت امتحان محصول پیدا کند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">یکی از مسایل مهمی که فروشنده را به موفقیت می‌رساند، این است که بتواند فروش را در ذهن مشتری خاطره‌‌انگیز و به یاد ماندنی کند. براین اساس، چگونگی نوع برخورد و صحبت با مشتریان و فنون شروع و خاتمه مذاکره، بسیار مهم و تاثیرگذار خواهد بود. در ادامه پنج نکته  کلیدی برای پایدارتر کردن تاثیر صحبت‌هایتان در ذهن مشتری ذکر می‌شود که به کارگیری آن برای انجام یک «فروش به یادماندنی» ضروری است.<br />
۱) شروع تاثیرگذار<br />
قانون «اولین برخورد، موثرترین برخورد است» را همیشه در ذهن داشته باشید. برای تاثیرگذار بودن شروع، نیازی به صحبت کردن با صدای بلند یا حرکت‌های تند نیست بلکه باید<span id="more-858"></span> طوری صحبت را آغاز کرد که شور، اشتیاق و علاقه را به خریدار منتقل کند. وقتی ما به عنوان فروشنده، واقعا مشتاقانه و با علاقه‌مندی در مورد کالا یا محصولاتمان صحبت می‌کنیم، این اشتیاق به خریدار منتقل می‌شود.در فروش‌هایی که فقط یک ملاقات لازم است، باید بتوانیم مخاطب را به سرعت و بلافاصله وارد گفت‌وگوی فروش کنیم. هر چند پرسیدن نام مشتری و تکرار آن در طول ملاقات برای ایجاد فضایی دوستانه مفید است، اما باید سعی کنیم اولین جملات ما متمایز از دیگر فروشندگان باشد.<br />
در جلسات فروش با مشتریانی که قبلا با آن‌ها آشنا شده‌اید و نام و عادت‌های خرید آن‌ها را می‌دانید، مشتری را به اسم خطاب کنید. ضمن این که در جست‌وجوی راه‌های جدید و خلاقانه‌تری برای احوالپرسی و شروع صحبت باشید و از صحبت‌های دیگران الگوبرداری نکنید.<br />
۲) تکرار عالمانه<br />
فروشندگان حرفه‌ای سعی می‌کنند با شناسایی نیازهای مشتری و تکمیل تصویر ذهنی او، نکاتی را که برای او بهتر است و به آن‌ها نیاز دارد، بیش‌تر تکرار کنند.فراموش نکنیم که برای تاثیرگذاری قوی روی حافظهء مشتری باید نیازهای اطلاعاتی او را با جملات مناسب تامین کنیم و با تکرار پی در پی جملات رضایت او را جلب کنیم تا خریدار به نقطه تصمیم‌گیری برای خرید برسد. پس باید به صحبت‌های مشتری به دقت گوش دهیم و سعی کنیم دلیل واقعی مراجعه او را دریابیم. پرسیدن سوالات مکمل برای تشخیص نیاز واقعی مشتری ضروری است، زیرا ممکن است مشتری نتواند به طور واضح خواسته  خود را بیان کند.<br />
۳) تاکید عاقلانه<br />
اگر بتوانیم ویژگی‌های اصلی و مزایای محصولمان را به شیوه‌ای نامتعارف یا سرگرم‌کننده به مشتری معرفی کنیم، تاثیرگذاری قوی‌تری خواهد داشت و مدت‌های زیادی مغز و ذهن مشتری را درگیر خواهد کرد. گاهی وقت‌ها روش‌ها به قدری مبتکرانه و جالبند که خریدار تا سال‌ها بعد هم آن‌ها را فراموش نمی‌کند. در واقع محصول ما هر قدر هم که معمولی باشد، با کمی اندیشیدن و خلاقیت می‌توانیم آن را به نحوی به مشتری معرفی کنیم که اشتیاق او را برای خرید تحریک کنیم.<br />
۴) مشارکت صمیمانه<br />
به طور معمول، فروشندگان به نمایش کالاها و خدمات به مشتری بسنده می‌کنند و تمایل به امتحان محصول توسط مشتری ندارند و یا بارها دیده شده که فروشندگان ابتدا با بیان پرسش‌هایی از خرید مشتری اطمینان حاصل می‌کنند و بعد محصول را جهت امتحان در اختیار مشتری قرار می‌دهند.<br />
در حالی که موثرترین روش این است که تلاش کنیم تا مشتری کالا را حتما امتحان کند و به نوعی خدمات ما را تجربه کند.هر فروشنده بسته به نوع محصولی که می‌فروشد، می‌تواند راه‌های ابتکاری جالبی برای مشارکت دادن مشتری و خرید و ایجاد فرصت امتحان محصول پیدا کند.<br />
۵) پایان به یادماندنی<br />
ما به عنوان یک فروشنده باید بهترین برنامه خود را برای پایان جلسه  فروش نگه داریم و آن را با زیبایی تمام اجرا کنیم; جلسه را در نقطه  اوج خود به پایان ببریم و خاطره‌ای فراموش ناشدنی و جاودانه برای خریدار بیافرینیم.در این مرحله بیان جملاتی که روحیه و اعتماد به نفس را در مشتری تقویت می‌کند و رضایت حاصل از خرید را در او افزایش می‌دهد، الزامی است.<br />
مثلا بیان جمله  «اگر من هم به جای شما بودم، همین تصمیم را می‌گرفتم» باعث می‌شود که مشتری با احساس مثبت از شما جدا شود و این پیام مثبت را که «کار خوبی کرده‌ام که موجب رضایتم شده است» را در ذهن خود مرور می کند و به این ترتیب علاقه‌مندی‌اش برای مراجعه مجدد بیش‌تر می‌شود.</p>
<p>منبع خانه کارافرینان ایران<br />
روزنامه تفاهم</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tablighcity.com/articles/sell/sale-3/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>ایجاد برند مبتنی بر توسعه منابع انسانی</title>
		<link>http://tablighcity.com/articles/advertisement/brand/brand-management-5/</link>
		<comments>http://tablighcity.com/articles/advertisement/brand/brand-management-5/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 06 Oct 2008 10:32:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهرداد رکنی نژاد</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[برندینگ]]></category>

		<category><![CDATA[مدیریت منابع انسانی]]></category>

		<category><![CDATA[آژانس تبلیغاتی]]></category>

		<category><![CDATA[آگهی]]></category>

		<category><![CDATA[احساس رضایت]]></category>

		<category><![CDATA[استراتژی]]></category>

		<category><![CDATA[اعتبار و شهرت]]></category>

		<category><![CDATA[بازار رقابتی]]></category>

		<category><![CDATA[بازاریابی]]></category>

		<category><![CDATA[برنامه‌ریزی]]></category>

		<category><![CDATA[برند]]></category>

		<category><![CDATA[برندهای گروهی]]></category>

		<category><![CDATA[بهره‌گیری]]></category>

		<category><![CDATA[تاید]]></category>

		<category><![CDATA[تصویر ذهنی]]></category>

		<category><![CDATA[توسعه منابع انسانی]]></category>

		<category><![CDATA[جامعه هدف]]></category>

		<category><![CDATA[خریداران]]></category>

		<category><![CDATA[رضایتمندی]]></category>

		<category><![CDATA[رقابت‌های تبلیغاتی]]></category>

		<category><![CDATA[رقبا]]></category>

		<category><![CDATA[روش‌های نوین]]></category>

		<category><![CDATA[ریکا]]></category>

		<category><![CDATA[سوددهی]]></category>

		<category><![CDATA[شرکت‌های تبلیغاتی]]></category>

		<category><![CDATA[شیوه]]></category>

		<category><![CDATA[مؤسسات تبلیغاتی]]></category>

		<category><![CDATA[محصول]]></category>

		<category><![CDATA[محیط اداری]]></category>

		<category><![CDATA[مشتری]]></category>

		<category><![CDATA[مشتریان بالقوه]]></category>

		<category><![CDATA[معرفی]]></category>

		<category><![CDATA[هویت]]></category>

		<category><![CDATA[وب سایت]]></category>

		<category><![CDATA[کارکنان]]></category>

		<category><![CDATA[کسب‌وکار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tablighcity.com/?p=856</guid>
		<description><![CDATA[یکی از روش‌های حصول اطمینان از دستیابی به نتیجه مطلوب در فرایند جذب نیرو، درگیر کردن دپارتمان منابع انسانی سازمان در تمامی مراحل این فرایند است. پرسنل منابع انسانی کارشناسان حرفه‌ای هستند و لازم است در مرحله توسعه تشکیل یک برند مبتنی بر منابع انسانی با مصاحبه و انتخاب نفرات، از تخصص و تجربه آنها بهره‌برداری شود. گرچه حوزه منابع انسانی یا همان HR امروزه بیشتر مورد توجه قرار گرفته است اما هنوز هم در بسیاری از شرکت‌ها و سازمان‌ها، دپارتمان منابع انسانی صرفا در حد یک بخش ساکن و خنثی و در جایگاهی به مراتب پایین‌تر از نقشی که ایفا می‌کند قرار دارد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">تصویر ذهنی که یک برند از خود به جا می‌گذارد، نقش بسیار مهمی در جذب و حفظ کارکنان ایفا می کند. در دهه ۱۹۶۰ به واسطه توافقات فی‌مابین دست اندرکاران و براساس مقررات و قوانین بازاریابی، مؤسسات تبلیغاتی در برنامه‌های خود مجاز به نام بردن از دیگر رقبا نبودند. از این‌رو برای ارتقای جایگاه یک محصول و معرفی آن به عنوان محصول ‌برتر در رقابت‌های تبلیغاتی برند مورد نظر را با برند x مقایسه می‌کردند. به‌رغم این که مقایسه یک کالا با کالای دیگری که کمتر شناخته شده است، شاید کمی عجیب به نظر برسد، برند x بدون این که حتی از نام و نشان و در حقیقت هویت و تشخصی برخوردار باشد، موقعیت بسیار مستحکم و فراگیری به دست آورد. <span id="more-856"></span>در این زمینه یک تصور این بود که یک کالای پرده برداری نشده و یا معیار ناشناخته می‌تواند به صورت خودکار توجه آن طیف از افرادی را که همیشه به دنبال کالاها و خدمات خاص هستند، جلب کند؛ تا آنجا که شرکت‌های تبلیغاتی به این دلیل که شاید نوع آگهی و مقایسه موجود در آن باعث شده توجه مشتریان بالقوه به جای کالای مورد نظر، به برند مجهول معطوف شود، دچار نوعی عذاب وجدان می‌شدند.<br />
اگرچه برندX امروزه دیگر به تاریخ بازاریابی پیوسته، اما هنوز هم بسیاری از شرکت‌ها برای متقاعد کردن خریداران به این که محصولاتشان در نوع خود بهترین هستند، از همین شیوه و البته با کمک روش‌های نوین استفاده می کنند. یکی از کارآفرین‌ترین روش‌های مورد استفاده در این زمینه، ایجاد برندهای گروهی است. برندهای گروهی نوعی ذهنیت و باور مثبت را در جامعه هدف به وجود می‌آورد که از طریق آن به راحتی می‌تواند خود را بشناساند. لطفا این آیتم ها را با تأمل مرور کنید: کفش‌های ورزشی، انواع بیمه نامه خودرو، رنگ موها و گوشی تلفن همراه. نگارنده با اذعان به اختلاف سلایق و حتی تضارب آرا مطمئن است ۹۹ درصد خوانندگان با شنیدن هر یک از موارد فوق تنها محصولات و خدمات متعلق به یک برند قوی آن محصول یا خدمت در ذهنشان تداعی می شود. در میان دوستان خود چند نفر را می‌شناسید که نام هوور(HOOVER) را به عنوان فعل جمله خود به کار می برند و مثلا برای تمیز کردن کف ساختمان، جمله &#8220;باید کف خانه را هوور بکشم&#8221; را بر زبان جاری می‌کنند؟ این در حالی است که جاروبرقی‌ دایسان (Dyson) هم از اعتبار و شهرت خوبی برخوردار است و در سرتاسر جهان  برندی معروف و شناخته شده به حساب می‌آید. اما آیا سراغ دارید و تا به حال شنیده‌اید که کسی در جمله قبل از عبارت &#8220;دایسان کردن&#8221; استفاده کرده باشد؟ من که تا امروز برخورد نکرده‌ام. در اینجا برای درک بهتر مطلب می‌توانیم به یک نمونه داخلی و کاملا ملموس اشاره کنیم. به عنوان مثال می‌توان از دو مورد تاید و ریکا نام برد که گرچه اولی مربوط به یک نوع مایع ظرفشویی و دومی نیز محصولی از انواع پودر لباسشویی است اما همه ما می‌دانیم که هنوز هم بسیاری از مردم در مراجعه برای خرید مایع ظرفشویی عبارت ریکا و در مورد پودر لباسشویی هم تاید را به کار می‌برند؛ این در حالی است که فروشنده نیز کاملا به این موضوع واقف است و می‌داند منظور مشتری مایع ظرفشویی و یا پودر لباسشویی است. از این رو از هر برند  موجود، کالای مورد نظر خریدار را در اختیار وی می‌گذارد.<br />
● فرایند جذب متقاضیان از طریق برندهای مبتنی بر توسعه <a href="http://tablighcity.com/category/articles/management/human-resources-management/" target="_blank">مدیریت منابع انسانی</a><br />
امروزه در یک سازمان، دیگر جلب مشتری تنها راه ارتقای سطح سوددهی یک برند به شمار نمی‌آید؛ در یک بازار رقابتی شرکت‌ها برای بقا لزوما باید تدابیر و استراتژی‌های لازم برای گلچین کردن بهترین کارمندان را اتخاذ کنند. این یک امر کاملا بدیهی است. بدون در اختیار داشتن منابع انسانی کارآمد، هیچ کمپانی قادر به دستیابی به تعالی و نیل به اهداف تعیین شده در هیچ حوزه ای نخواهد بود. یکی از روش‌های رسیدن به این هدف، توسعه یک شبکه منسجم و مدیریت قوی منابع انسانی است. در این حوزه برند به عنوان یک ساختار چندبعدی تعریف می‌شود که به منظور استخدام نیروی کار پویا و بهینه از میان کاندیداهای موجود طراحی شده است. این مدل برند اگر چه با برند گروهی تشابه دارد اما در واقع بین این دو تفاوت های ساختاری فراوانی هست. برند مبتنی بر توسعه منابع انسانی در پی جذب مشتری نیست بلکه به دنبال شکار کارمندان تأثیرگذار در سیستم است. این برند تصویری واقعی و ناب از آنچه ممکن است متقاضیان جویای کار با آن روبه رو شوند، برایشان فراهم می‌کند. برند مبتنی بر توسعه منابع انسانی همچنین با شناسایی تمامی عواملی که یک شرکت را به محیطی مطلوب و دلپذیر برای کار کردن تبدیل می‌کند، به این فاکتورها می پردازد. از جمله این عوامل می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:<br />
▪ محیط اداری شاداب و پرانرژی<br />
▪ ایجاد روحیه و شخصیت همکاری و کار گروهی<br />
▪ ساعات کاری منعطف<br />
▪ دایر کردن مهدکودک و کودکستان در محل کار برای نگهداری فرزندان پرسنل<br />
▪ و یا حتی یک بوفه و فروشگاه مواد غذایی در داخل سازمان<br />
اگر چه این فاکتورها نمی‌توانند جایگزین ضرایب حقوق و پرداختی‌ها شوند، با این حال می‌توانند در انتخاب متقاضی تأثیر بسزایی داشته باشند. علاوه بر این، موضوع این نیست که یک شرکت مثلا از یک اغذیه فروشی مجهز برخوردار بوده و یا امکانات مناسبی برای نگهداری فرزندان کارکنان خود داشته باشد؛ ضمن این که برنامه کاری قابل انعطافی هم ارائه ‌دهد، بلکه اصل موضوع تأثیری است که این عوامل در ذهن فرد ایجاد می‌کند؛ به طوری که وی احساس می‌کند با یک فلسفه مردم محور و یا بهتر است بگوییم کارمندمحور روبه روست که به کارکنان نشان می‌دهد سازمان برای نیروهای خود به عنوان انسان ارزش قائل است.<br />
یک برند مبتنی بر توسعه منابع انسانی باکیفیت عملکرد مهم دیگری نیز دارد: حفظ نیروی انسانی جذب شده. دقت داشته باشید که جذب استخدام کارمندان باکیفیت نیمی از راه است و نیمه دیگر و البته مهمتر همانا حفظ این منابع است. نتایج بررسی‌هایی که به تازگی صورت گرفته مؤید این است که حدود ۴۰ درصد از کارمندان یک شرکت، در حال برنامه‌ریزی برای تغییر شغل خود هستند و یا با جدیت تمام ‌چنین فکری در ذهن دارند.<br />
اتخاذ رویکرد متناسب و همسو با تصویر بیرونی سازمان و منطبق بر واقعیات توسط یک برند با محوریت توسعه منابع انسانی بهترین راهکار برای حفظ و بقای کارمندان کارآمد در یک سازمان است. اگر پرسنل در محیط کار خود احساس رضایت خاطر و یا ارزشمند بودن کنند، پیشرفت کاری در محیط سالم را برای خود ممکن بدانند و به انحای مقتضی و مکفی مورد تشویق مادی و معنوی قرار گیرند، چرا باید آرزوی تغییر شغل را داشته باشند؟<br />
● ایجاد برند مبتنی بر توسعه منابع انسانی<br />
اگر ایجاد یک برند با محوریت منابع انسانی چالاک بهترین راهکار جذب نیروی کار مستعد ‌باشد، حال چگونه یک شرکت می‌بایست این مهم را محقق کند؟<br />
اولین و مهمترین قدم، تصمیم سازی سازمان برای انتخاب رویکردی است که می‌خواهد ارائه کند که در این مسیر با پرسش‌هایی مواجه است که باید به آنها پاسخ گوید، از جمله:<br />
▪ چه شاخصی می‌تواند سازمان را از دیگر کمپانی‌های مشابه متمایز کند؟<br />
▪ دلیل رغبت به کار کردن در اینجا چیست؟<br />
▪ چه گروهی از کارمندان و با چه ویژگی‌هایی مورد نیاز ما هستند و باید آنها را جذب کنیم؟<br />
وقتی پاسخ مناسب به سؤالات فوق داده شد باید مطمئن شویم تمامی قالب‌ها و اشکال ارتباطات سازمانی با هدف جذب نیروی کار بالقوه در یک راستا و در برگیرنده رویه‌ای منسجم و همگون هستند.<br />
این رویکرد می‌تواند شامل هدایای تبلیغاتی، گزارش‌ها و مصاحبه‌های سازمانی، امکان تماس رودرو با تمامی رده‌های دپارتمان توسعه منابع انسانی و از همه مهمتر وب سایت اینترنتی شرکت باشد.<br />
وب سایت شرکت باید کاملا حرفه‌ای، به روز و در مجموع به گونه‌ای طراحی شده باشد که ضمن جلب توجه و برانگیختن نظر مراجعه کننده، آرزوی کار کردن در چنین جایی را در وی ایجاد کند.<br />
تماس رودرو و شخصی با ارباب رجوع نیز از اهمیت بسزایی برخوردار است. شمار زیادی از افراد جویای کار می گویند که در مسیر پر پیچ و خم و هفت‌خان فرایند مصاحبه، مادامی که با مصاحبه کنندگان بی‌انگیزه روبه رو می‌شوند که نه شور و شوق و علامت رضایتمندی از کار در چهره‌شان می‌توان مشاهده کرد، نه نشانه‌ای از علاقه به هیچ یک از متقاضیان، دیگر عطای کار در آن کمپانی و حتی ادامه مصاحبه را به لقایش می‌بخشند. نمایندگان یک سازمان باید به این نکته توجه داشته باشند که از نگاه بیرونی آنها نه به عنوان نماینده سازمان بلکه سمبل و اساسا خود سازمان به حساب می‌آیند و نوع برخورد آنها و سایر همکارانشان است که شاکله اصلی دیدگاه بیرونی سازمان آنها را تشکیل می‌دهد. شاید همه ما به این موضوع اذعان داشته باشیم که ارتباط با مشتری بسیار مهم است اما به خاطر داشته باشید تلاش برای جذب کارمندان باکیفیت از مسائل حیاتی یک سازمان به شمار می‌آید.<br />
● منابع انسانی(HR): در قلب کسب‌وکار<br />
یکی از روش‌های حصول اطمینان از دستیابی به نتیجه مطلوب در فرایند جذب نیرو، درگیر کردن دپارتمان منابع انسانی سازمان در تمامی مراحل این فرایند است. پرسنل منابع انسانی کارشناسان حرفه‌ای هستند و لازم است در مرحله توسعه تشکیل یک برند مبتنی بر منابع انسانی با مصاحبه و انتخاب نفرات، از تخصص و تجربه آنها بهره‌برداری شود. گرچه حوزه منابع انسانی یا همان HR امروزه بیشتر مورد توجه قرار گرفته است اما هنوز هم در بسیاری از شرکت‌ها و سازمان‌ها، دپارتمان منابع انسانی صرفا در حد یک بخش ساکن و خنثی و در جایگاهی به مراتب پایین‌تر از نقشی که ایفا می‌کند قرار دارد. با این همه بیشتر کمپانی‌های پیشرو اهمیت این موضوع را تشخیص داده‌اند که در اختیار داشتن یک مدیریت منابع انسانی قوی و پویا همراه با کارشناسان زبده و حرفه‌ای، خمیرمایه و یا از منظر نگارنده، قلب یک کسب‌وکار را پایه‌ریزی می‌کند. افراد بلندپروازی که پست های بالای اجرایی را نشانه گرفته‌اند باید به خوبی بدانند که آشنایی با حوزه منابع انسانی و مقولات آن از ضروریات و درواقع پیش نیاز موفقیت و دستیابی به پست‌های ارشد هر سازمان است؛ به طوری که مطابق نظر یکی از کارشناسان امر امروزه HR باید به عنوان یکی از پست‌های ارشد مدیریتی سازمان در نظر گرفته شود نه آن گونه که هست در قالب یک بخش منفعل و کم اهمیت. به تازگی یک شرکت طی ابتکار جالبی رقابتی را بین چند آژانس تبلیغاتی منتخب برقرار کرد تا با بهره‌گیری از نتایج این رقابت به HR کمک کند به خودی خود و بی‌واسطه، یک برند برتر منابع انسانی را توسعه دهد. برخی از نکات برجسته‌ای که آژانس‌های فوق به آن اشاره کرده اند حکایت از این واقعیت داشت که امروزه بالغ بر ۷۰ درصد یک کسب‌وکار به بخش خدمات و سرویس دهی اختصاص دارد و نگاه عمومی به HR لزوما باید تغییر کند (به همین نسبت کارشناسان و کارکنان این حوزه باید در نگرش خود تجدیدنظر کنند). در چنین حوزه‌ای از منابع انسانی، حفظ کارکنان خوب یک سازمان به همان اندازه مهم و با ارزش تلقی می‌شود که فرایند گزینش و استخدام کارمندان جدید. این شرکت همچنین یک مجموعه امور منابع انسانی سازمان را بر اساس پست‌ها و فعالیت‌های موجود ـ از متصدی دستگاه فتوکپی تا پیچیده‌ترین و بالاترین لایه‌ها ـ به شکلی جالب و رباتیک شبیه‌سازی کرد که از این طریق متقاضی و یا نیروی بدو استخدام از نزدیک با عملکرد کلی و همچنین انفرادی پرسنل و کارشناسان این حوزه آشنا و اهمیت این بخش برایش ملموس تر شود.<br />
● اهمیت واقعی بودن برنامه و کنترل آن<br />
یک توصیه مهم به همه کسانی که در تدارک ایجاد یک برند منابع انسانی اند، این است که فرایند کاری و برند خود را بر پایه واقعیات پایه‌ریزی کنند. برخی کمپانی‌ها برنامه‌هایی همچون تخصیص کمک‌های خیرخواهانه، برگزاری فعالیت‌های ورزشی و برنامه‌های خانوادگی را در چشم‌انداز برند خود گنجانده اند. اگر مدیران و کارکنان شرکت به واقع در فکر همنوعان خود باشند و در یاری رساندن به تنگدستان مشارکت ورزند، از محیط کاری بشاش و شاداب و وجود همکارانی سالم بهره مند باشند، از کار خود احساس رضایت کنند و همچنین علاقه‌مند به خانواده باشند و فرصت‌هایی را نیز در برنامه خود به آنها اختصاص دهند؛ تلفیق این صور ذهنی در یک برند منابع انسانی امری شایسته و بایسته است که اثرات مثبت آن هم کارکنان را و هم کارفرما را منتفع خواهد کرد. در مقابل، اگر سازمانی سرشار از پرسنل و مدیران کارشیفته‌ای باشد که خود را تمام و کمال وقف کار می کنند و حتی آخرین شامی را که در کنار خانواده خود صرف کرده‌اند به خاطر نداشته‌ باشند، شاید در نگاه اول آن سازمان باید برای در اختیار داشتن چنین نیروهایی به خود ببالد اما درحقیقت این کمپانی باید هر چه زودتر در سیاست‌ها و خط مشی‌های خود تجدید نظر کند. به طور کلی همگان، چه عامه مردم و چه کارکنان بالقوه یک سازمان مایلند با شرکت‌هایی ارتباط داشته باشند که در تبیین برنامه‌ها و اهداف خود چه کوتاه مدت و چه بلندمدت با صداقت دوستانه و شفاف عمل می‌کنند . البته سازمان‌هایی که این ملاحظات را در دستور کار خود قرار می‌دهند ممکن است در فرایند جذب و حفظ کارمندانی باکیفیت که اهداف و آرمان‌هایشان نیز با آرمان‌های سازمان سازگار باشد، با دردسر و مشکلاتی هم روبه رو شوند.</p>
<p>ترجمه: سید رسول روناسی<br />
منبع:<br />
Human Resource Management International Digest, VOL۱۵, NO ۳, ۲۰۰۷<br />
ماهنامه اندیشه گستر سایپا</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tablighcity.com/articles/advertisement/brand/brand-management-5/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>تبلیغات پنهان</title>
		<link>http://tablighcity.com/articles/advertisement/advertisement-technique/advertisement-technique/</link>
		<comments>http://tablighcity.com/articles/advertisement/advertisement-technique/advertisement-technique/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 30 Sep 2008 13:01:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شرکت تبلیغاتی طرح نگار</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[تکنیکهای تبلیغات]]></category>

		<category><![CDATA[آگاه کردن]]></category>

		<category><![CDATA[اقناع‌کنندگان]]></category>

		<category><![CDATA[انگیزش]]></category>

		<category><![CDATA[تاثیرگذاری]]></category>

		<category><![CDATA[تبلیغ]]></category>

		<category><![CDATA[تبلیغات]]></category>

		<category><![CDATA[تبلیغات پنهان]]></category>

		<category><![CDATA[تبلیغاتی]]></category>

		<category><![CDATA[تبلیغ‌کننده]]></category>

		<category><![CDATA[تبلیغ‌کنندگان]]></category>

		<category><![CDATA[تحقیقات]]></category>

		<category><![CDATA[خرید]]></category>

		<category><![CDATA[راهبرد]]></category>

		<category><![CDATA[راهنما]]></category>

		<category><![CDATA[مزیت]]></category>

		<category><![CDATA[پیام تبلیغاتی]]></category>

		<category><![CDATA[کوکاکولا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tablighcity.com/?p=820</guid>
		<description><![CDATA[دو پیام تبلیغاتی نشان داده شد؛ یکی تماشاگر را مجبور به خوردن ذرت بوداده می‌کرد و دیگری این جمله را مطرح می‌کرد: «کوکاکولا بنوشید.» بنا به گفته آقای ویکری «آگهی تجارتی ناپیدا» فروش ذرت بوداده را تا ۵/۵۷درصد و فروش کوکاکولا را تا ۱/۱۸ درصد بالا برد. («اقناع‌کنندگان» عمیقاً از «ابزار نهانی» استفاده می‌کنند: نمایش پنهان، ۱۲۷: ۱۹۵۷). قطعاً نبود جزئیات در مورد چنین ادعایی، اصلاً راضی‌کننده نیست و دانشمندان علوم اجتماعی یا فعالان عرصه تبلیغات، بدون در دست داشتن اطلاعات بیشتر، صحبت‌های ویکری را جدی نخواهند گرفت. علاوه بر اینکه نمایش مورد ادعا مجدداً اجرا نشده است. نبود چارچوب نظام‌مند مهم‌تر از آن، در واقع ویکری چه ادعایی دارد؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">مفهوم تبلیغات پنهان، یعنی اینکه تبلیغ‌کنندگان با استفاده از محرک‌های تبلیغاتی مخفی و غیرقابل شناسایی، می‌توانند بر مطلوبیت یا حتی خرید کالایی تاثیر بگذارند، یکی از افسانه‌های فرهنگ مردمی در قرن بیستم است. مارتا راجرز و کرک اسمیت (۱۹۹۳) متذکر می‌شوند که به نظر می‌رسد در حالی که تبلیغ‌کنندگان حرفه‌ای این تصور را مسخره می‌کنند و عملاً هیچ یک از اعضای جامعه دانشگاهی تبلیغات آن را معتبر نمی‌دانند، عموم مردم بر این عقیده‌اند که تبلیغات پنهان به طور گسترده و موثری انجام می‌شود. ادعاهای اولیه درباره تاثیر تبلیغات پنهان، آشکارا به دهه ۱۹۵۰ برمی‌گردد و طرفداران آن هیچ مدرک یا شاهد علمی در این باب ارائه نکرده‌اند، با این وجود چنین ادعاهایی، این فرض را القا کرده‌اند که تبلیغ‌کنندگان از پیام‌های پنهان، برای تحت تاثیر قراردادن افراد استفاده می‌کنند، بدون آنکه اشخاص از آن آگاه باشند. بنا به نظر عموم مردم، این داستانی بسیار خوب است.<span id="more-820"></span><br />
نبود مدرک نمونه‌هایی از مطالعات تحقیقاتی که در برابر تاثیرگذاری <strong>تبلیغات </strong>پنهان نتیجه‌گیری می‌کنند، عبارتند از بررسی‌های تیموتی ای. مور (۱۹۸۲)،‌ جوئل سکرت (۱۹۸۷) و جان روکی و ج. دان رد (۱۹۸۵) مطالعه‌ای دانشگاهی که توسط کاترین تیوس (۱۹۹۴) انجام شده است، اعتباری اندک را برای تبلیغات پنهان دست و پا می‌کند، بدون آنکه مدعی ارائه مدرکی برای تاثیرات رفتاری باشد. در حالی که تحقیقات روانشناسانه زیادی در ارتباط با امکان درک و اقناع پنهان انجام شده است، نتایج این تحقیقات، همچون مساله وجود تاثیرات پنهان، به خصوص با توجه به توانایی محرک‌های پنهان برای تاثیرگذاری بر رفتارها، مورد بحث است.<br />
محققان اندک دانشگاهی که در قلمرو <strong>تبلیغات </strong>نسبت به تاثیرگذاری محرک‌های پنهان ادعا کرده‌اند، در زمینه‌های روش‌شناسی یا منطقی دچار مشکل هستند (برای مثال کیلبورن، پینتون، وردلی، ۱۹۸۵) به علاوه پس از آنکه شارون بیتی و دل‌ هاوکینز (۱۹۸۹) ‌در همتاسازی ادعای اولیه دل هاوکینز (۱۹۷۰) نسبت به تاثیرات پنهان در شرایطی <strong>تبلیغات </strong>مانند که به طور گسترده از آن نقل قول شده بود، توفیقی کسب نکردند، این ادعا نادیده گرفته شد.<br />
در واقع هیچ همتاسازی موفقی از مطالعاتی که به عنوان مدرکی در پشتیبانی از تاثیرات پنهان در تنظیماتی تبلیغات مانند، مطرح شده، گزارش شده است. در نهایت ورا- تحلیلی که توسط چارلز ترپی (۱۹۹۶) روی مطالعاتی صورت گرفته که در مورد تاثیرات پنهان در بافت <strong>تبلیغات </strong>مانند ترتیب داده شده است، نشان می‌دهد که میزان تنوع (یعنی اختلاف بین نتایج در شرایط پنهان در مقابل شرایط کنترل شده)، قابل چشمپوشی است.شاید جیمز ویکری، اولین و مهمترین ادعا را در باب تاثیرات <strong>تبلیغات </strong>پنهان ارائه کرده است: «آقای ویکری، رئیس یک شرکت تحقیقات انگیزش که نام او را برخود دارد، گفت که پیام‌های بازرگانی روی فیلمی انداخته می‌شود که به عنوان «پوشش بسیار مختصری از نور» عمل می‌کند. آنها بسیار سریع هستند تا ۳۰۰۰/۱ ثانیه- به حدی که نمی‌توانند به وسیله تماشاگر تشخیص داده شوند.آقای ویکری گزارش داد که اخیراً «آگهی تجارتی ناپیدا» را در یک سالن نمایش فیلم، واقع در نیوجرسی، به نام فرت‌لی آزمایش کرده است. آزمایش شش هفته طول کشید که دراین مدت حدود ۴۵ هزار نفر در سالن حاضر شدند.<br />
دو پیام تبلیغاتی نشان داده شد؛ یکی تماشاگر را مجبور به خوردن ذرت بوداده می‌کرد و دیگری این جمله را مطرح می‌کرد: «کوکاکولا بنوشید.» بنا به گفته آقای ویکری «آگهی تجارتی ناپیدا» فروش ذرت بوداده را تا ۵/۵۷درصد و فروش کوکاکولا را تا ۱/۱۸ درصد بالا برد. («اقناع‌کنندگان» عمیقاً از «ابزار نهانی» استفاده می‌کنند: نمایش پنهان، ۱۲۷: ۱۹۵۷). قطعاً نبود جزئیات در مورد چنین ادعایی، اصلاً راضی‌کننده نیست و دانشمندان علوم اجتماعی یا فعالان عرصه <strong>تبلیغات</strong>، بدون در دست داشتن اطلاعات بیشتر، صحبت‌های ویکری را جدی نخواهند گرفت. علاوه بر اینکه نمایش مورد ادعا مجدداً اجرا نشده است. نبود چارچوب نظام‌مند مهم‌تر از آن، در واقع ویکری چه ادعایی دارد؟<br />
آیا او ادعا می‌کند مردمانی که پیش از این هرگز در طول تماشای فیلم تنقلات نخریده بودند، یا این کار را به ندرت انجام می‌دادند، اکنون به خرید خوردنی مشغول می‌شدند، کسانی که مرتباً تنقلات می‌خریدند، این کار را بیشتر، یا زودتر انجام می‌دادند، یا آنانی که به طور معمول پپسی یا دیگر نوشابه‌های غیرالکلی را انتخاب می‌کردند، اینک کوکا می‌نوشیدند؟ یافته‌ها کمتر از حد لازم متعین شده‌اند و از دیدگاه تحلیل بازاریابی قابل تفسیر نیستند.چنین نقطه‌ضعف‌هایی، در میان طرفداران تاثیرگذاری تبلیغات پنهان، به داستان ویکری محدود نمی‌شود. اگر قرار است این پدیده جدی گرفته شده و توسعه داده شود، باید در قالب این نگاه مورد بحث قرار گیرد که <strong>تبلیغات </strong>به طور مفروض چگونه کار می‌کند. نبود یک مبنای منطقی قابل قبول برای چگونگی تاثیرگذاری پیام تبلیغاتی پنهان، تبلیغ‌کنندگان را بدون یک راهنما که به آنان بگوید چگونه کارشان را انجام دهند که بهترین کارکرد به دست آید، رها می‌کند.<br />
شاید عقیده مردمی گسترده دامن (اما تایید نشده) نسبت به تبلیغات پنهان در درک اشتباه عموم از نقش تبلیغات ریشه‌ دارد. حضور همیشگی تبلیغات حاکی از نیاز تبلیغ‌کنندگان به آگاه کردن مشتریان احتمالی از دسترس‌پذیری و کاربردها یا خصائص ویژه کالای آنهاست، مشتریانی که به طور گسترده‌ای پراکنده شده‌اند و تماس شخصی با آنان عملی نیست.<br />
در یک محیط شلوغ، تبلیغ‌کنندگان با وظیفه دلهره‌آور متناسب کردن پیام خویش با اهداف‌شان روبه‌رو هستند. راهبرد اساسی تبلیغات عبارت است از تکیه بر عناصری از پیام که در اهداف تبلیغ (یعنی افرادی که شرایطی را تجربه می‌کنند که کالا برای آن طراحی شده است) پژواک می‌یابد. بنابه نظر مور (۱۹۸۲) تخفیف پیام‌ها به سطحی پنهانی،  <a href="http://tablighcity.com/articles/advertisement/strategy/marketing-management-12/" target="_blank">مزیت </a>مشخصی در پی ندارد که به چنین راهبرد تعیین‌کننده‌ای منجر شود.آمادگی مردم برای باور کردن امکان و حتی استفاده از تبلیغات پنهان، دارای موجودیتی مستقل از نقد بالاست.<br />
ژرفای چنین سلیقه‌ مبتذلی توصیف‌کننده دوام این عقیده، بدون توجه به نبود مدرکی برای تاثیرات پنهان،‌یا توسعه‌یافتگی مفهومی آن، یا بستگی‌اش به طبیعت وظایف یک تبلیغ‌کننده است. نبود مجوز عمومی اگرچه باران هر روزه تبلیغ‌ها برای بعضی، به خصوص آنها که «در بازار» کالاهای تبلیغ شونده حضور ندارند، آزاردهنده است، تبلیغات عمومی به طور کامل به مثابه چیزی غیرقابل اجتناب پذیرفته شده است. از طرف دیگر تبلیغات پنهان، چندان پذیرفته شده نیست.</p>
<p>روزنامه تهران امروز</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://tablighcity.com/articles/advertisement/advertisement-technique/advertisement-technique/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>مطالعات بازار ضرورتی برای بنگاه های اقتصادی و تجاری</title>
		<link>http://tablighcity.com/articles/advertisement/market/research-marketing-5/</link>
		<comments>http://tablighcity.com/articles/advertisement/market/research-marketing-5/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 30 Sep 2008 13:00:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهرداد رکنی نژاد</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[بازارسازی]]></category>

		<category><![CDATA[بازاریابی]]></category>

		<category><![CDATA[بنگاههای اقتصادی]]></category>

		<category><![CDATA[بودجه]]></category>

		<category><![CDATA[تبلیغات]]></category>

		<category><![CDATA[توسعه]]></category>

		<category><![CDATA[خرید]]></category>

		<category><![CDATA[رضایت مشتری]]></category>

		<category><![CDATA[رضایت مشتریان]]></category>

		<category><![CDATA[رقبا]]></category>

		<category><![CDATA[سازمانهای تحقیقاتی]]></category>

		<category><![CDATA[سازگاری]]></category>

		<category><![CDATA[فروش]]></category>

		<category><![CDATA[محصولات]]></category>

		<category><![CDATA[مشتریان]]></category>

		<category><![CDATA[مطالعات بازار]]></category>

		<category><![CDATA[نفوذ در بازار]]></category>

		<category><![CDATA[نقاط ضعف]]></category>

		<category><![CDATA[نقاط ضعف و قوت]]></category>

		<category><![CDATA[وفاداری]]></category>

		<category><![CDATA[پیشرفت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://tablighcity.com/?p=818</guid>
		<description><![CDATA[انجمن مطالعات بازار (MRS) با بیش از ۸۰۰۰ عضو در بیش از ۵۰ کشور، یکی از بزرگترین سازمانهای عضو بین‌المللی است که در زمینه تحقیقات حرفه‌ای، بازار مطالعات اجتماعی و تحقیقات نظری فعالیت می‌کند. اعضای گوناگون آن شامل محققین نمایندگیها، مشاوران مستقل و انجمن‌های علمی است.به منظور پیدا کردن یک محقق شایسته در بنگاههای اقتصادی و تجاری، MRS لیستی از محققان را در بیش از ۷۰۰ سازمان که همراه با تخصصهایشان جمع‌آوری شده‌اند، فراهم می‌کند. راهنمای یافتن محقق، به همان خوبی که اطلاعات جزئی را در مورد مطالعات بازار می‌دهد، به بنگاههای اقتصادی و تجاری کمک می‌کند که چگونه محقق مورد نظر خود را پیدا و انتظارتشان را مشخص کرده و همچنین چگونه از نتایج بدست آمده استفاده کنند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">مطالعات بازار امری حیاتی برای بنگا‌ههای اقتصادی و تجاری به شمار می‌رود. از این طریق شرکتها می‌توانند از یک فرصت تجاری جدید استفاده کنند و مشتریان فعلی خود را افزایش دهند. پی بردن به نقاط ضعف در بازار، رضایت مشتری را بیمه کرده و اقدامات بازاریابی موثر را برای مشتریان برنامه‌ریزی می‌کند.مطالعات بازار می‌تواند اطلاعاتی را در مورد وضعیت بازار رقبا فراهم کند که این خود باعث افزایش قدرت رقابتی و سود ماکسیمم می‌شود.یکی از بزرگترین و موثرترین مطالعات بازار در زمینه صنعت، در کشور انگلیس انجام شده است. نسبت بزرگی از مطالعات بازار بین‌المللی، توسط مشاوران و نمایندگیهای این کشور صورت گرفته است.<span id="more-818"></span> حجم مطالعات بازار صنعتی در انگلیس در سال ۱۹۹۸، ۹۱۵ میلیون پوند بوده که رشد ۱۱ درصدی نسبت به سال قبل داشته است.این افزایش، نشاندهنده بالا رفتن تعداد سازمانها و بنگاههای اقتصادی و تجاری در هر دو بخش خصوصی و دولتی است که ارزش مطالعات بازار را درک کرده‌اند و بخشهای بنیادین را در سرتاسر طرحهای استراتژی خود ثبت می‌کنند.<br />
مطالعات بازار چیست؟ مطالعات بازار مجموعه و تحلیلی از اطلاعات موجود درباره بازار، سازمانها و افراد به منظور حمایت بهتر از تصمیمات بنگاههای اقتصادی و تجاری به کار گرفته می‌شود.در بازار رقابتی امروز، دانش بیشتر بنگاههای تجاری و اقتصادی در مورد مشتریان، به موفقیت بیشتر آن سازمان می‌انجامد.<br />
در مطالعات بازار، اطلاعات و نتایج حاصل از یک نمونه کوچک را می‌توانیم به یک نمونه بزرگ‌تر تعمیم داد. در هر حال، افرادی که با آنها مصاحبه