مدیریت نوآوری

نوآوری و خلاقیت در مدیریت

همه سازمانها برای بقا نیازمند اندیشه های نو و نظرات بدیع و تازه اند. خلاقیت و نوآوری چنان به هم درآمیخته اند که ارائه تعریف مستقلی از هرکدام دشوار است. خلاقیت، پیدایی و تولید یک اندیشه و فکر نو است درحالی که نوآوری عملی ساختن آن اندیشه و فکر است.
برای آنکه ایده جدیدی خلق شده و توسعه یابد، باید نیروهای پیش برنده بر نیروهای بازدارنده غلبه کنند و شرایط به گونه ای باشد که نیروهای پیش برنده ما را به سوی نظر و شیوه جدید رهنمون گردد.


لزوم خلاقیت و نوآوری در مدیریت

طبق آخرین دستاوردهای علمی، عوامل موثر درخلاقیت و نوآوری به چهار دسته تقسیم شده، این عوامل عبارتند از: به کارگیری وجذب نیروهای خلاق و نوآور به سازمان، امکانات مناسب تحقیقاتی ومالی برای کوششهای نوآورانه، آزادی عمل کافی در انجام فعالیتها و تلاشهای خلاق همچنین به کارگیری نتایج حاصل ازفعالیتهای خلاق و دادن پاداش مناسب به افراد خلاق.


خلاقیت در مدیریت

نقش مدیر و مدیریت در پرورش خلاقیت ، تحریک و تشویق کارکنان و پرسنل ، تفویض اختیار به کارکنان ، پیدا کردن ذهنهای خلاق و استفاده از خلاقیت دیگران است . نظام مدیریت مشارکتی با تکیه بر خود کنترلی کارکنان ، مشورت ، تشویق به ابتکار و احترام به افراد ، نقش مهمی در پرورش خلاقیت کارکنان ایفا می کند . تکنیک های خلاقیت گروهی شامل تحرک مغزی ، گردش تخیلی، تفکر موازی ، ارتباط اجباری ، شش کلاه تفکر ، از تکنیکهای مؤثر در تقویت تفکر خلاق هستند.


۱۰ عامل مهم در شکست نوآوری

مهمترین عوامل بروز شکست نوآوریها در شرکت ها و سازمانها پس از چندین سال تحقیق و مشاهده، دلایل مشابهی برای به نتیجه نرسیدن نوآوریها به دست آمده است که 10 عامل اصلی به ترتیب مورد بررسی قرار گرفته اند :1-نبود فرهنگی که از نوآوری حمایت کند؛2-احساس مالکیت نکردن و از آن خود ندانستن سازمان توسط مدیران؛3-فقدان یک فرایند گسترده و فراگیر جهت نوآوری؛4- تخصیص ندادن منابع کافی برای این فرایند؛5-عدم ارتباط بین پروژه ها و طرحها با استراتژی سازمان؛6-صرف نکردن زمان و انرژی کافی برای رفع ابهامات سازمانی؛7-ایجادنکردن تنوع در فرایندها (عقاید مختلف و متضاد)؛8-توسعه نـدادن ابـزارها و سنجشهـای انـــدازه گیری پیشـرفت؛9-عدم وجود مربیان و مدیران توانا در تیم های نوآوری؛10-فقدان یک سیستم ایده پرداز مدیریتی.